خاقانی (غزلیات)/تا لوح جفا درست کردی
ظاهر
| تا لوح جفا درست کردی | سر کیسهی عهد سست کردی | |||||
| ای من سگ تو، تو بر سگ خویش | بسیار جفای چست کردی | |||||
| گفتی سگ من چه داغ دارد | آن داغ که از نخست کردی | |||||
| کشتیم درست و بر لب خویش | خون دل من درست کردی | |||||
| گفتی ز جفا چه کردم آخر | چندان که مراد توست کردی | |||||
| خاقانی بس کز اهل جستن | سر در سر کار جست کردی | |||||