خاقانی (غزلیات)/به کوی عشق تو جان در میان راه نهم
ظاهر
| به کوی عشق تو جان در میان راه نهم | کلاه بنهم و سر بر سر کلاه نهم | |||||
| گرم به شحنگی عاشقان فرود اری | خراج روی تو بر آفتاب و ماه نهم | |||||
| گرم به تیغ جفای تو ذره ذره کنند | نه مرد درد تو باشم گرت گناه نهم | |||||
| به باغ وصل تو گر شرط من یزید رود | هزار طوبی در عرض یک گیاه نهم | |||||
| به آسمان شکنی آه من میان دری است | مراد آه توئی در کنار آه نهم | |||||
| اگر به خدمت دست تو دررسد لب من | ز دست بوس تو یارب چه دستگاه نهم | |||||
| به جام عشق تو می تا خط سیاه دهند | منم که سر به خط آن خط سیاه نهم | |||||
| گدای کوی تو خاقانی است فرمان ده | که این گدای تو را داغ پادشاه نهم | |||||