خاقانی (غزلیات)/به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است
ظاهر
| به باغ وصل تو خاری، رقیب صد ورد است | به یاد روی تو دردی، طبیب صد درد است | |||||
| هزار جان مقدس فدای روی تو باد | که زیر دامن زلف تو سایه پرورد است | |||||
| به روزگار هوای تو کم شود نی نی | هوای تو عرضی نیست مادر آورد است | |||||
| رسول من سوی تو باد صبحدم باشد | ازین قبل نفس باد صبحدم سرد است | |||||
| سپر به مهر فکندم گمان به کینه مکش | به تیر غمزه بگو کو نه مرد ناورد است | |||||
| به دل اسیر هوای تو گشت خاقانی | اگر به جان برهد هم سعادتی مرد است | |||||