خاقانی (غزلیات)/اهل بر روی زمین جستیم نیست
ظاهر
| اهل بر روی زمین جستیم نیست | عشق را یک نازنین جستیم نیست | |||||
| زین سپس بر آسمان جوئیم اهل | زان که بر روی زمین جستیم نیست | |||||
| برنشین ای عمر و منشین ای امید | کاشنایی همنشین جستیم نیست | |||||
| خرمگس برخوان گیتی صف زده است | یک مگس را انگبین جستیم نیست | |||||
| گفتی از گیتی وفا جویم، مجوی | کز تو و او ما همین جستیم نیست | |||||
| بر کمینگاه فلک بودیم دیر | شیرمردی در کمین جستیم نیست | |||||
| هست در گیتی سلیماتن صدهزار | یک سلیمان را نگین جستیم نیست | |||||
| ترک خاقانی بسی گفتیم لیک | مثل او سحرآفرین جستیم نیست | |||||
| در خراسان نیست مانندش چنانک | در عراقش هم قرین جستیم نیست | |||||