خاقانی (غزلیات)/آنچه عشق دوست با من میکند
ظاهر
| آنچه عشق دوست با من میکند | والله ار دشمن به دشمن میکند | |||||
| خرمن ایام من با داغ اوست | او به آتش قصد خرمن میکند | |||||
| این دل سرگشته همچون لولیان | باز دیگر جای مسکن میکند | |||||
| همچو مرغی از بر من میپرد | نزد بدعهدی نشیمن میکند | |||||
| میبرد با گرگ در صحرا گله | با شبان در خانه شیون میکند | |||||
| پیش من از عشق بر سر میزند | در پی اندر پی، پی من میکند | |||||
| آه از این دل کز سر گردنکشی | خود خاقانی به گردن میکند | |||||