حافظ (غزلیات)/یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(یا رب سببی ساز که یارم به سلامت)
'


 یا رب سببی ساز که یارم بسلامتباز آید و برهاندم از بند ملامت 
 خاک ره آن یار سفرکرده بیاریدتا چشم جهان‌بین کنمش جای اقامت 
 فریاد که از شش جهتم راه ببستندآن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت 
 امروز که در دست توام مرحمتی کنفردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت 
 ای آنکه بتقریر و بیان دم زنی از عشقما با تو نداریم سخن خیر و سلامت 
 درویش مکن ناله ز شمشیر احبّاکاین طایفه از کشته ستانند غرامت 
 در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقیبر می‌شکند گوشهٔ محراب امامت 
 حاشا که من از جور و جفای تو بنالمبیداد لطیفان همه لطفست و کرامت 
 
کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ
 
پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت