حافظ (غزلیات)/گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید)
'
گفتم غم تو دارم ...


گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آیدگفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموزگفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید گفتم که بر خیالت راه نظر ببندمگفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کردگفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزدگفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشتگفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید گفتم دل رحیمت کی عزم صلح داردگفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمدگفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید