حافظ (غزلیات)/دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد)
'


۱۴۱ دوستان دختر رز توبه ز مستوری کردشد سوی محتسب و کار بدستوری کرد ۱۰۹
 آمد از پرده بمجلس عرقش پاک کنیدتا نگویند حریفان که چرا دوری کرد 
 مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشقراه مستانه زد و چارهٔ مخموری کرد 
 نه بهفت آب که رنگش بصد آتش نرودآنچه با خرقهٔ زاهد می انگوری کرد 
 غنچهٔ گلبن وصلم ز نسیمش بشکفتمرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد 
  حافظ افتادگی از دست مده زانکه حسود  
  عرض و مال و دل و دین در سر مغروری کرد