حافظ (غزلیات)/دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس)
'


دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بسنسیم روضه شیراز پیک راهت بس
دگر ز منزل جانان سفر مکن درویشکه سیر معنوی و کنج خانقاهت بس
وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دلحریم درگه پیر مغان پناهت بس
به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوشکه این قدر ز جهان کسب مال و جاهت بس
زیادتی مطلب کار بر خود آسان کنصراحی می لعل و بتی چو ماهت بس
فلک به مردم نادان دهد زمام مرادتو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
هوای مسکن ملوف و عهد یار قدیمز ره روان سفرکرده عذرخواهت بس
به منت دگران خو مکن که در دو جهانرضای ایزد و انعام پادشاهت بس
به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظدعای نیم شب و درس صبحگاهت بس