حافظ (غزلیات)/به آب روشن می عارفی طهارت کرد

از ویکی‌نبشته
پرش به: گشتن، جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(به آب روشن می عارفی طهارت کرد)
'


به آب روشن می عارفی طهارت کرد علی الصباح که میخانه را زیارت کرد
همین که ساغر زرین خور نهان گردید هلال عید به دور قدح اشارت کرد
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
امام خواجه که بودش سر نماز دراز به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد
دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب چه سود دید ندانم که این تجارت کرد
اگر امام جماعت طلب کند امروز خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد