حافظ (غزلیات)/بنال بلبل اگر با منت سر یاریست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' حافظ (غزلیات)  از حافظ
(بنال بلبل اگر با منت سر یاریست)
'


بنال بلبل اگر با منت سر یاریستکه ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست
در آن زمین که نسیمی وزد ز طرّهٔ دوستچه جای دم زدن نافهای تاتاریست
بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرقکه مست جام غروریم و نام هشیاریست
خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیستکه زیر سلسله رفتن طریق عیّاریست
لطیفه‌ایست نهانی که عشق ازو خیزدکه نام آن نه لب لعل و خطّ زنگاریست
جمال شخص نه چشمست و زلف و عارض و خالهزار نکته در این کاروبار دلداریست
قلندران حقیقت به نیم جو نخرندقَبای اطلس آنکس که از هنر عاریست
بر آستان تو مشکل توان رسید آریعروج بر فلک سروری بدشواریست
سحر کرشمهٔ چشمت بخواب میدیدمزهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
دلش بناله میازار و ختم کن حافظ
که رستگاری جاوید در کم‌آزاریست