دیوان حافظ/آنکه پامال جفا کرد چو خاک راهم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
هر نکته که گفتم در وصف آن شمایل دیوان حافظ  از حافظ
آنکه پامال جفا کرد چو خاک راهم
بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
تصحیح: محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی


۳۶۱ آنکه پامال جفا کرد چو خاک راهمخاک می‌بوسم و عذر قدمش میخواهم ۳۵۳
 من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشابندهٔ معتقد و چاکر دولتخواهم 
 بسته‌ام در خم گیسوی تو امید درازآن مبادا که کند دست طلب کوتاهم 
 ذرّهٔ خاکم و در کوی توام جای خوشستترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم 
 پیر میخانه سحر جام‌جهان بینم دادو اندران آینه از حسن تو کرد آگاهم 
 صوفی صومعهٔ عالم قدسم لیکنحالیا دیر مغانست حوالتگاهم 
 با من راه‌نشین خیز و سوی میکده آیتا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم 
 مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبودآه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم 
  خوشم آمد که سحر خسرو خاور میگفت  
  با همه پادشهی بندهٔ توران‌شاهم