تولدی دیگر/دریافت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بر او ببخشائید تولدی دیگر  از فروغ فرخزاد
دریافت
وصل


دریافت

 
 
 
 

در حباب کوچک

روشنائی خود را میفرسود

ناگهان پنجره پر شد از شب

شب سرشار از انبوه صداهای تهی

شب مسموم از هرم زهرآلود تنفس‌ها

شب...

 
 

گوش دادم در خيابان وحشت زدهٔ تاريک

يک نفر گوئی قلبش را

مثل حجمی فاسد

زیر پا له کرد

در خيابان وحشت زدهٔ تاريک

يک ستاره ترکيد

گوش دادم...

 
 

نبضم از طغيان خون متورم بود

و تنم...

تنم از وسوسهٔ

متلاشی گشتن.

 
 

روی خط‌های کج و معوج سقف

چشم خود را دیدم

چون رطيلی سنگين

خشک ميشد در کف در زردی در خفقان

داشتم با همه جنبش هايم

مثل آبی راکد

ته‌نشين میشدم آرام آرام

داشتم

لرد میبستم در گودالم

 
 

گوش دادم

گوش دادم به همه زندگیم

موش منفوری در حفرهٔ خود

يک سرود زشت مهمل را

با وقاحت میخواند

جيرجيری سمج و نامفهوم

لحظه‌ای فانی را چرخ‌زنان میپيمود

و روان میشد بر سطح فراموشی

 
 

آه، من پر بودم از شهوت، شهوت مرگ

هر دو پستانم از احساسی سرسام‌آور تير کشید

آه

من بياد آوردم

اولين روز بلوغم را

که همه اندامم

باز میشد در بهتی معصوم

تا بيامیزد، با آن مبهم، آن گنگ، آن نامعلوم

* *

در حباب کوچک

روشنائی خود را

در خطی لرزان خميازه کشيد.