پرش به محتوا

برگه:Tarikhe 500 Saleh Khouzestan.pdf/۳۵۰

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

بیاید نهر هاشم آنجا هرچه عرب داریم جمع می‌کنیم آنجا بقدر دو هزار سوار درست می‌کنیم دو قسمت می‌شود یکشب بدر می‌روند محمره شبیخون می‌زنند بطوری آنها را عاجز کنند که خودش تنگ بیاید بروید میان کشتی از بابت ذخیره هم اگر چنانچه تشویش دارید مادام که یکمن ذخیره از جو گندم برنج داریم برادروار باهم می‌خوریم از خارج هم هرقدر ممکن شود خودمان می‌فرستیم می‌آوریم می‌آورند نروید شوشتر آنجا که رفتید دست شما از ولایت کوتاه می‌شود و اگر انگلیس آنجا بیاید آنجا هم نمی‌توانید بمانید عبث عبث مردم را از خودتان مأیوس نکنید و دشمن را شیرک مکنید ماها تا جان داریم دعوا می‌کنیم ما را ذلیل کفار نکنید هرقدر گفتند نواب والا قبول نفرمودند می‌رویم شوشتر آنجا چادر اوضاع درست می‌کنیم بعد می‌آییم عرض کردند اینجا هم شوشتر بفرستی شوشتر چادر بیاورند سیاه‌چادر هم ممکن می‌شود امروز عیب هم ندارد و اگر بجهة رفع حاجت سیاه‌چادر بزنی برای سرباز نشد هرقدر گفتند قبول نفرمودند.

حقیقت خداوند می‌دادند غیرت‌ورزی که از تمام اهل آنولایت دیده می‌شد از هیچ رعیت و هیچ دیده نمی‌شد با وجود آن ظلمها و تعدیات نواب والا که سالهای سال با اهل آن ولایت کرده بود فکر می‌کردیم اگر روزی شود که این قشون صدمه بخورد اول عرب مردم را لخت می‌کنند می‌کشند بعد از آن اتفاق قضیه بعکس شد هرقدر سردار انگلیس خواست طوری بشود که مردم بروند خدمت کنند نرفتند ابدا مگر پاره مردم مفسد که در همه‌جا هست و قرار همه ولایت اینست که از این قبیل و بجهت دو نفر که این قسم حرکت کنند نمی‌توان یک ولایت را بدنام کرد و خشک‌وتر را داخل کرد انصاف خوب است