و عدهای زیاد از آتنیها سنگین اسلحه با خود برداشته وارد جزیرهٔ پسیتتالی گردید و پارسیهائی را، که در آن جزیره بودند، ریزریز کرد.
وقتی که جدال بآخر رسید، یونانیها قطعات کشتیهای خودشان را به سالامین کشیده در تهیّهٔ جنگ جدیدی شدند، چه تصور میکردند، که شاه از باقیماندهٔ سفاین خود استفاده کرده باز خواهد جنگید، ولی در این احوال باد غربی قطعات کشتیها را بطرف ساحل آتّیک و کلیاد راند و سخن پیزیسترات غیبگو، که چند سال قبل گفته بود: «زنهای کلیاد روی پاروها غذا سرخ خواهند کرد» مصداق یافت، چه بعد از رفتن شاه پارس چنین شد (کتاب ۸، بند ۹۶).
این است آنچه هرودوت راجع باین جنگ نوشته و، چون مدارک غیر یونانی در دست نیست، نمیتوان دانست که حقیقت امر همین بوده یا فاتح نشدن پارسیها جهتی دیگر داشته. از گفتههای هرودوت مسلم است، که یونانیها ایرانیها را مخصوصا در بوغاز تنگ سالامین به جنگ کشانیدهاند، تا برتری بحریهٔ ایران از حیث عده و سرعت سیر کشتیها بکار نیاید و کشتیهای بزرگ نتوانند به چابکی حرکت کنند، بلکه بعکس، مزاحم یکدیگر شوند، زیرا یقین داشتهاند، که در دریای باز غلبه با بحریهٔ ایران خواهد بود. به هرحال جنگ مزبور بهمین شکل هم، که مورّخ مذکور شرح میدهد، بینتیجه قطعی مانده و کلمهٔ «شکست» که هرودوت استعمال میکند موافقت با واقع امر نمیکند، زیرا بحریهٔ ایران پس از این جنگ هم وجود داشته و، چون شب در رسیده، دست از جنگ کشیده، ولی بواسطه آسیب زیاد، که بآن وارد آمده و از قدرتش کاسته بود، روز دیگر به جنگ مبادرت نکرده. این نکته، که بحریهٔ یونان هم روز دیگر از جنگ خودداری کرده، حاکی است، که با وجود عدم بهرهمندی بحریهٔ ایران، بحریهٔ یونانی هم، از جهت تلفات زیاد، در خود آن توانائی را نمیدیده، که جدال دریائی را از نو شروع کند. اگر غیر این میبود، یونانیهای بیدار فرصت را از دست نداده بحریهٔ ایران را مضمحل میکردند، تا برتری کامل با آنها گردد. بالاتر عقیدهٔ ناپلئون اوّل راجع باین جدال ذکر شده.[۱]
- ↑ به صفحهٔ «۷۰۳» رجوع شود.