پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۹۹۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

ترویج کردند و این مسئله باعث سستی کار آنها در ایران شد ساسانیان چون انقراض اشکانیان را از این بابت می‌دانستند نقطه مقابل سیاست آنها را پیش گرفتند و مذهب زرتشت از زمان اردشیر اول مذهب رسمی گردید بنابراین سیاست که در ایران قدیم هیچ سابقه نداشت در دورۀ ساسانی نفوذ مغ‌ها خیلی زیاد شد و برخلاف دورۀ هخامنشی و اشکانی که آنها را فقط در موقع قربانی برای اجرای آداب مذهبی دعوت می‌کردند در این دوره مؤبذان مؤبذ یکی از رجال درجۀ اول دربار و جزو وزراء گردید و طبیعی است که در کلیۀ امور دولتی دخالت داشت نتیجۀ دیگر این سیاست این بود که شاهنشاه رئیس مذهب شناخته شد و در میان ارباب انواع جا گرفت زیرا در کتیبه‌ها و روی سکه‌های شاهان ساسانی عبارت«که در میان ایزدان جا دارد» بعد از اسم شاه حتماً قید می‌شود[۱] این سیاست نتایج خوب داشت و بعضی معایب نیز نتایج خوب آن این بود که مذهب رسمی پایۀ محکم ملیت ایرانیها گردید: تمام اهالی مملکت در تحت این عنوان متحد شدند چه مذهب زرتشتی برای ایرانیان آن زمان مذهب ملی بود[۲] و با این عنوان اقوام مختلف آریانی که به ایران آمده بودند همگی حس می‌کردند که ایرانی‌اند ثانیاً قدرت و عظمت شاهان ساسانی خیلی بالا گرفت چه ریاست مذهب و ریاست تشکیلات کشوری و لشکری هر سه با شاه شد و ابّهت آن در میان مردم فوق‌العاده زیاد گردید اما عیب این کار از این حدیث بود که اولاً تعصب فوق‌العاده مغ‌ها در ممالک تابعه پیروان مذاهب محلی را از دولت ایران متنفر و گاهی هم متمایل به دولت خارجه می‌نمود مثل ارمنستان و ایبری و غیره که متمایل به روم شده زحماتی برای دولت ساسانی تولید کردند ثانیاً نفوذ مغ‌ها زیاد شد و چون نجباء هم دارای نفوذ زیادی بودند دو قوه باطناً به همدیگر دست می‌داد که از


  1. روی سکّه این عنوان از زمان یزدگرد دوم موقوف شد.
  2. اصول این مذهب چنانکه دیدیم همان مذهب آریانهای ایرانی بود.