طولانی بود در دورۀ ساسانی اردشیر اول از ابتداء ترتیبات هخامنشیها را اتخاذ کرد و مرزبانان و حکام و غیره از طرف حکومت مرکزی معین شدند شاهان بعد از اردشیر از هخامنشیها هم یک درجه بالاتر رفته حدود ایالات را به مقتضای وقت تغییر دادند تا آنکه تصور نشود که ایالات دارای یک هویت مشخص تاریخی بوده نظر بمصالح وقت تابع شاهان ساسانی شدهاند یکی از نتایج اسلوب و روش مذکور این بود که نجبای درجه اول پارسی و پارتی از نجباء یا پادشاهان محلی مبدل به نجبای درباری شدند و از نفوذ آنها نسبت به دورۀ اشکانیان کاست ترتیب انتخاب شاهنشاه هم اینطور بود: اردشیر اول و شاپور اول ولیعهد را خودشان معین کردند بعد از آنها اگر شاهانی مایل نبودند ولیعهد را در حیات خود معین نمایند سه نامه بخط خود بسه نفر یعنی مؤبدان مؤبد و ایران سپهبد و ایران دبیربذ نوشته به آنها میدادند و سه نفر مذکور بعد از فوت شاه در حضور رجال و رؤسای خانوادههای درجه اول سر نامهها را گشوده بعد از مشاوره شاه را معین و اسم او را اعلام میکردند بدین ترتیب شاه معین میشد و به تخت مینشست بدون اینکه فترتی حاصل شده باشد جهت این ترتیب گویا از اینجا بود که اردشیر اول عقیده داشته که چون ولیعهد طالب مرگ شاه است تعیین او در حیات شاه خطرناک است در مورد اختلاف ما بین سه نفر مذکور مؤبذان مؤبذ بعد از مشورت با هیربذان و دستوران و پس از اجرای آداب مذهبی و عبادت طولانی شاه را معین و در مجلسی که نجباء و مردم اجتماع کرده بودند اسم شاه را اعلان میکرد و همه میپذیرفتند زیرا بر این عقیده بودند که به مؤبذان مؤبذ از طرف خدا اسم شاه الهام شده نظر به ترتیب مذکور در دورۀ ساسانی فترتی روی نداد تفاوت دیگر دورۀ ساسانی با دوره اشکانی در مذهب رسمی است- اشکانیان نه فقط مذهب زرتشت را رسمی و آن را تقویت ننمودند بلکه پرستش ارباب انواع خارجه را مثل ارباب انواع یونانی و غیره در دربار خود داخل و
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۹۹۶
ظاهر