پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۷۲۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

آزادان، بندگان، اسراء و اسراءزادگان. اسراء اشخاصی بودند، که در موقع جنگی اسیر گشته بودند، اینها را بین نجبای پارتی تقسیم می‌کردند و ایشان باینها زن داده زاده‌های اسراء را برای جنگ تربیت می‌کردند و هریک از امراء و بزرگان می‌بایست در موقع جنگ عدّه‌ای از اسراء یا اسراءزادگان خود را برای دخول در سپاه شاه به ادارۀ نظام بفرستند. اینها از بندگان بشمار می‌آمدند، و لو اینکه چند پشت می‌گذشت.

معلوم است، که سرپرستی و کفالت اسراء و اسراءزادگان بعهدۀ صاحبان و آقایان آنها بود.

پارتیها عادت داشتند، که در موقع جنگ علاوه بر اسبی، که بر آن سوار بودند، یک اسب یدکی نیز همراه خود داشته باشند، تا اگر اسب اوّل خسته شد و درماند، بر اسب تازه‌نفسی بنشینند (دیوکاسّیوس، کتاب ۴۱، بند ۲۴)، ولی از نویسندگان رومی دیده نمی‌شود، که مزایائی برای این ترتیب قائل شده باشند.

بنابراین باید گفت که اوّلا همه پارتیها این عادت را نداشته‌اند و ثانیاً چون اداره کردن اسب یدکی در گیرودار جدال مشکل بوده، نمی‌توان گفت، که حسن داشتن اسب یدکی بر نداشتن آن می‌چربیده. پارتیها عادتی داشتند، که کزنفون به پارسیها نسبت می‌دهد (کتاب عقب‌نشینی، فصل ۳، بند ۴) و آن چنین بود، که شب جنگ نمی‌کردند و، همین‌که هوا تاریک می‌شد، دست از جنگ کشیده اردوی خود را دور از دشمن می‌زدند. جهت این بود، که پارتیها اردوشان را با خندق و استحکامات دیگر محکم نمی‌کردند و، چون عمده قشون پارتی از سواره‌نظام ترکیب می‌یافت و سوار به اسبش علاقه‌مند است و حاضر کردن اسب برای سواری در شب مشکل است و مستلزم وقت، دور از دشمن اردو زدن این مزیّت را داشت، که اردوی پارت ناگهان مورد حمله دشمن واقع نمی‌شد (دیوکاسّیوس، کتاب ۴۰، بند ۱). در موقع تعقیب قشون دشمن هم، چنانکه از نوشته‌های پلوتارک دیده می‌شود (کتاب آنتونیوس، بند ۴۷) همین‌که شب درمی‌رسید، پارتیها تا روز دیگر از تعقیب صرف‌نظر می‌کرده‌اند