اهالی را بر قشون خارجه بشورانند. آنتیوخوس سوّم پادشاه سلوکی و تراژان قیصر روم را با همین اسلوب بیچاره کردند و بالاخره اوّلی از در صلح درآمد و دوّمی عقب نشست. این اسلوب جنگ، که ذکر شد، در عهد قدیم معروف باسلوب سکائی بود، زیرا در لشکرکشی داریوش اوّل به سکائیّه و حملۀ اسکندر به سکاها در طرف سیحون، چنانکه گذشت، آنها همین اسلوب را اختیار کردند. نیز باید گفت همین اسلوب بود، که نویسندگان عهد قدیم را باشتباه انداخته و تصوّر کردهاند، که پارتیها هم از سکاها هستند. پارتیها از آریانهای ایرانی بودند نه از نژاد سکائی، ولی چون از طرف آسیای وسطی به ایران آمده و مدّتها در جوار اقوام سکائی زیسته بودند، این عادت جنگ و بعضی عادات دیگر آنها را هم پذیرفته بودند. باین مسئله، که سپاه پارتی از چه قسمتهائی ترکیب مییافت، بطور کلّی چنین میتوان جواب داد، که از خود پارتیها و از افراد جنگی ممالک تابعه.
وقتی که، دولت پارت خبر مییافت، که قشونی از خارج به مملکت حمله خواهد کرد، پیکهائی سوار بر اسبهائی تندرو باطراف و اکناف مملکت میفرستاد و از پادشاهان دستنشانده و ولات سپاه میطلبید. امراء و نجبای خود پارتی هم بامر دولت از تیولات خود سوار و پیاده گرفته حرکت میکردند. بعد این افراد در جائی جمع شده لشکری بوجود میآوردند. دستههائی، که از طرف پادشاهان دستنشانده میآمدند، میبایست دارای لباس و اسلحه باشند. افرادی را، که صاحبان تیولات (سیورغال) از رعایای خودشان گرفته به جنگ میآوردند، نیز میبایست ملبّس و مسلّح باشند.
ژوستن گوید، که عدّۀ نجباء در جنگ پارتیها با کراسّوس به چهار صد نفر میرسید و عدّۀ قشون اشکانی به چهل یا پنجاه هزار (کتاب ۴۱، بند ۲)، ولی عدّۀ افراد جنگی یک نفر رئیس خانواده یا ملاّکی گاهی بده هزار نفر میرسید، چنانکه در باب سورنا از قول پلوتارک، بالاتر گذشت.
افراد پارتی، که در سپاه داخل میشدند، از سه نوع مردم ترکیب مییافتند: از