شروع پارتیها به جنگ وحشتآور بود، زیرا با فریادها، غوغا و همهمه حمله میکردند و در این وقت صدای طبل و دهل مانند غرّش رعد در اطراف و اکناف میپیچید.
پلوتارک گوید (کتاب کراسّوس، بند ۲۹): پارتیها خوب دریافته بودند، که در انسان هیچ حاسّهای مانند حاسّۀ سامعه متأثر نمیشود، این صداها اثری غریب در رومیها میگذارد و آنها را مرعوب میساخت. از شیپور و کارنای در قشون پارتی خبری نیست، بنابراین باید گفت، که این آلت جنگ را نداشتهاند. در جنگ اردوان پنجم با رومیها دیده میشود، که پارتیها شترسوارانی غرق آهن و پولاد دارند. از چه وقت چنین سپاهی ترتیب داده بودند، معلوم نیست، ولی چنین بنظر میآید، که در اواخر دولت پارت این سوارهنظام بوجود آمده و جهت آن از اینجا بود، که شتر سنگینی مرد مسلّح را بیشتر و بهتر تحمّل میکرد، سوار بلندتر مینشست و بهتر میتوانست تیر اندازد، ولی با این وصف سوارهنظام مزبور قوی نبود، زیرا رومیها گلولههای خاردار[۱] بمیدان جنگ میپاشیدند و شترها، که نعل نداشتند، نمیتوانستند بیمانع بدوند، چه این خارها به پاهای شتران فرورفته آنها را از کار میانداخت. کلیّة چنین بنظر میآید، که از این اختراع در عهد قدیم بزودی صرفنظر کرده باز اسب را بر شتر ترجیح دادهاند.
از بیرق نظامی پارتیها ذکری نشده و نمیدانیم چه بوده. راجع به اسلحهخانه و ذخیره و جبّاخانه از جنگ با کراسّوس دیده میشود، که ارّابههائی پر از تیر در پشت صفوف پارتی حاضر و آماده بوده و تیراندازان پارتی، هر زمان تیرهایشان تمام میشده، دور زده و به اسلحهخانه درآمده بقدر کفایت تیر برمیگرفتهاند. چنانکه پلوتارک گوید، در جنگ با کراسّوس همین نکته یکی از جهات یأس رومیها از بهرهمندیشان گردید، زیرا فهمیدند، که اسلحۀ پارتیها تمام شدنی نیست.
یکی از شاهکارهای پارتیها در وقت جنگ این بود، که قشون خارجه را بداخله مملکت بکشانند و همواره عقب نشسته آذوقه را معدوم و چاههای آب را پر کنند، تا دشمن مستأصل گردد و پس از آن بر او از هر طرف بتازند و نیز جدّ داشتند، که
- ↑ Tribulus.