زنوب گلاگی[۱]
در باب این نویسنده به صفحه ۹۷ این تألیف رجوع شود. او اسقفی از اهل سوریه بود و تاریخ صفحه دارن[۲] را نوشته.
چون چیزی راجع به اشکانیان نگفته، میگذریم.
ژان مامیگونیان[۳]
راجع باین نویسنده هم به صفحۀ ۹۷ این تألیف رجوع شود.
او دنباله تاریخ دارن را نوشته و جاهائی به ایران مربوط است، ولی بدوره ساسانی تاریخ آن. چون از موضوع خارج است، عجالة میگذریم.
موسیخورن[۴]
در باب این مورّخ ارمنی به صفحۀ ۹۸ این تألیف رجوع شود.
چنانکه خود او گوید، برای تاریخ ارمنستان اقتباساتی زیاد از کتب یونانی کرده و جهة آن را چنین ذکر میکند (کتاب اوّل، بند ۲)[۵] : «همه میدانند، که در کتب نویسندگان ملل مختلف خصوصاً پارسی و کلدانی اطلاعاتی زیاد راجع به سالنامههای ملّت ما (یعنی ارامنه) دیده میشود. با وجود این نباید کسی حیرت کند، که چرا برای معلوم داشتن نژاد و نسب خودمان، ما تنها از نویسندگان یونانی استفاده کردهایم. جهت آن است، که چون پادشاهان یونانی (مقصود پادشاهان مقدونی است. م.) کارهای داخلیشان را بترتیبی درآوردند، جدّا در این صدد برآمدند، که نه تنها نتیجه فتوحاتشان، بل ثمرات کارهای فکری را هم برای یونانیها باقی بگذارند، مثلاً بطلمیوس فیلادلف امر کرد، کتب و تواریخ تمام ملل را بزبان یونانی ترجمه کنند (بطلمیوس فیلادلف از بطالسه مصر است و ذکر او بالاتر در کتاب سوّم این تألیف گذشته است. م.)..... اشخاص نامی دیگری هم از یونان در این صدد برآمدند، که نه فقط اسناد دفاتر سایر ملل، یعنی دفاتر پادشاهان و معابد را به یونانی ترجمه کنند، بل آنچه را هم، که به صنایع بزرگ و حیرتآور مربوط بود، بزبان یونانی بنویسند، مثلاً برز کلدانی، که از تمام شعب حکمت اطلاعاتی زیاد داشت، این کار کرد (برز همان برس است، که تاریخ کلده را بزبان یونانی نوشته،