و معلوم نیست، که این گفته موسیخورن تا چه اندازه صحیح است، ولی چنین بنظر میآید، که در میان اشکانیان اشخاصی زیاد این نام داشتهاند و چنانکه گذشت سنتروکنامی شاه اشکانی ایران بود. در اینجا باید گفت، که بین نویسندگان عهد قدیم در ذکر وقایع این زمان و راجع باسامی پادشاهان خسرون و آدیابن اختلافاتی دیده میشود، مثلاً یوسف فلاویوس گوید، که پسر آبگار مانو نام داشت و اسم سندروگ را ذکر نمیکند، سپس از عزّت پادشاه آدیابن صحبت میدارد. ممکن است، که عزّت لقب سندروگ بوده باشد، زیرا پادشاهان مشرق پس از اسکندر و سلوکیها القابی اختیار میکردند و بعضی خودشان را بتقلید از سلوکیها«خداوند» میخواندند. بنابراین مستبعد نیست، که عزّت همچنین عنوانی باشد، یعنی این لفظ در اصل ایزد بوده نه عزّت و بعد آن را تصحیف کردهاند.
به هرحال تاریخ خسرون و آدیابن و ارمنستان روشن نیست. اسامی پادشاهان درهم و برهم است و اسامی منوباذ و آبگار و سندروگ و ایزد یا عزّت باهم مخلوط میگردد. بنابراین مطابقت دادن اسمی با شخصی بنظر متتبّع منوط است و استنباطات شخصی و حدسیات نویسندگان قرون بعد در تطبیق اسامی دخالت دارد و مؤثر است. مثلا سنکرووا[۱] یکنظر دارد، سن مارتن[۲] نظری دیگر و