پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۵۲۰

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

سه نفر را اسم می‌برد: بلاش دوّم-پاکر دوّم-اردوان چهارم و یوستی اردوان چهارم را بیست و سوّمین شاه اشکانی می‌داند (نامهای ایرانی، صفحه ۴۱۲).

خلاصه آنکه مدّت سلطنت پاکر را در ایران یا در مغرب آن بنا بر سکّه‌های اشکانی از ۷۸ تا ۱۰۸ م. باید دانست، ولی بعضی آن را تا ۱۱۰ م. میدانند از اسناد چینی چنین مستفاد می‌شود، که تقریباً در سال ۱۰۱ م. خان چائو حاکم تاتارستان از طرف چین نمایندگانی می‌فرستد، که از راه دریای مغرب[۱] به تسین بزرگ (روم) بروند و آنها تا دریای مزبور آمده بواسطه وحشتی، که از مشکلات سفر دریا حاصل می‌کنند، صرفنظر کرده برمی‌گردند. بنظر چنین می‌آید، که چون اشکانیان نمی‌خواسته‌اند روابط مستقیمی بین روم و چین باشد آنها را ترسانیده‌اند، زیرا تجارت ابریشم چین با روم بواسطه ایران می‌شده. از منابع مذکور نیز معلوم است، که پادشاه آن‌سی (یعنی پارت) در این موقع با نمایندگان، شیر و آهو برای فغفور چین فرستاده است (چینی‌ها می‌گویند بسان باج).

مبحث دوّم. اشک بیست و چهارم-خسرو

خسرو وقتی بر تخت ایران نشست، که یکی از مواقع سخت تاریخ آن محسوب است، بنابراین لازم است قبل از ذکر وقایع، شمّه‌ای از اوضاع عالم آن زمان بیان کنیم. پس از اینکه تیرداد پادشاه ارمنستان درگذشت (تقریبا ۱۰۰ م.) پاکر یکی از پسرهای خود را، که اکس‌دارس یا آکسی‌دارس نام داشت، بر تخت آن مملکت نشاند و این شاهزاده در آنجا بامور سلطنتی پرداخت، بی‌اینکه به دولت روم رجوع یا اقدامی کند، که حق روم را بنصب پادشاهان ارمنستان شناخته باشد (دیوکاسّیوس، کتاب ۶۸، بند ۱۷). در این وقت تراژان امپراطور روم در مغرب با داکی‌ها مشغول جنگ بود و صلاح نمی‌دانست با پارت درآویزد، ولی وقتی که در ۱۱۴ م.


  1. دریای مغرب باید دریای میانه (مدیترانه) باشد یا دریای سرخ (بحر احمر).