دومی ثیانوس خیلی مایل بود، که خواهش بلاش را پذیرفته به او قشونی بدهند، تا به کمک پادشاه اشکانی برود، ولی وسپاسیان بالاخره فرستادن این قوّه را صلاح ندانست، زیرا نه لزوم آن را تصویب میکرد و نه میخواست خود را در این اقدام پرمخاطره داخل کند و، چون در موقعی که بلاش تکلیف میکرد، به او کمک کند، این مساعدت را نپذیرفته بود، اکنون میتوانست، خواهش بلاش را ردّ کند، بیاینکه حقناشناس قلم برود. پس از آن پارتیها چه کردند، معلوم نیست، ولی یوسف فلاویوس گوید (همانجا)، که آلانها پس از چاپیدن آذربایجان (۱۴۵)- مجسّمه تیتوس (از کتاب اسکاریگر، تاریخ عمومی)
و ارمنستان اسرای زیاد و غنائم فراوانی برگرفته از ایران خارج شدند.
پس از آن طولی نکشید، که بلاش درگذشت (تقریبا ۷۸ م.) بنابراین تاختوتاز آلانها در ایران و ارمنستان تقریباً سه سال دوام داشته
در تاریخ پارت این اوّلدفعهایست، که میبینیم پارتیها از عهده یک مردم شمالی، که به ایران حمله میکنند، برنمیآیند. جهت این است، که دولت پارت از حدود این زمان داخل مرحلۀ سوّم تاریخ خود میگردد، یعنی رو به انحطاط میرود. چون پائینتر از این مبحث صحبت خواهد بود، عجالة میگذریم.