تشکّر کنیم، یک سال تمام برای دعاخوانی عمومی کفایت نخواهد کرد. پس بهتر است، که روزها را بدو قسمت کنیم: روزهای مقدّس (یعنی دعاخوانی) و روزهای کار، تا پرستش خدایان و کار کردن مردم معارض یکدیگر نباشد.
چنین است مضامین بندهای مذکور کتاب ۱۳ سالنامههای تاسیتوس و ما نمیدانیم در کجای این قضیّه حیلۀ تیرداد افشاء شده و عقیم مانده. اگر رومیها از پیشنهاد او، که مستحفظین یا حاضرین رومی بیجوشن و کلاهخود باشند، با وجود اینکه تیرداد عدّه رومیها را محدود نکرده بود، سوء ظنی داشتند، میتوانستند در مقابل این پیشنهاد بگویند: «سواران شما هم بیتیر و کمان باشند». آنها، بعکس تمام قشون را برای جنگ آماده ساختهاند و البتّه در این احوال تیرداد میبایست در جائی دور بایستد، تا در دام نیفتد، بنابراین از روی انصاف نه فقط حیلهای از طرف تیرداد نمیبینیم، بل بعکس باید بگوئیم، که رومیها مایل نبودند مذاکراتی بعمل آید، زیرا در همان وقت تدارک گرفتن قلاع و پایتخت ارمنستان را میدیدند. به هرحال قائل شدن به معجزه و افتخاراتی برای قیصری مانند نرون، که بدیش در تاریخ مسلّم است و تعیین عدّه روزهای عید و غیره به خوبی میرساند، که در این وقت اخلاق رومیها چقدر تنزّل کرده بود. جنگ یک دولت جهانی با پادشاه مملکت کوچکی مانند ارمنستان، با اینکه بلاش گرفتار یاغیگری پسرش و بعد شورش گرگان بود و رومیها متّحدینی مانند پادشاهان آسیای صغیر و پادشاه گرجستان و نیز مسکها و غیره داشتهاند، چه اهمیّتی داشته، که گرفتن و خراب کردن پایتخت آن مملکت قابل جشنهائی با آن همه تظاهرات و مقرّرات مضحک مجلس سنا و طاقهای نصرت و القاب و عناوین مطنطن و ایجاد اعیاد باشد. پیشنهاد کاسّیوس به خوبی میرساند، که اعضای مجلس سنا در این زمان برای ملق و چاپلوسی و خوشآیند قیصری مانند نرون چگونه باهم مسابقه داشتهاند و بین این زمان و زمانی، که آنّیبال سردار نامی قرطاجنه در ایطالیا بود و رومیها با بردباری و متانت آن همه مشقّات و رنج و تعب طاقتفرسا را تحمّل میکردند، چقدر تفاوت است.