کمانداران را در وسط صفوف قرار داد، پارتیها از هر طرف پدید آمده خواستند رومیها را احاطه کنند و اختلال در صفوف اندازند، ولی سپاهیان سبکاسلحۀ رومی به آنها حمله کردند و پارتیها چند نفر را با تیر زخمی کرده و چند نفرشان از فلاخنداران رومی زخم برداشته، به مسافتی عقب نشستند و بعد باز برگشته حمله آوردند، ولی سواران گالّی طوری با شدّت به آنها حمله کردند، که این دفعه فرار کرده دیگر برنگشتند (همانجا، بند ۴۴).
پس از این قضیّه آنتونیوس از قصد پارتیها آگاه شد و فلاخنداران را در پس قراول و پهلوهای قشون جا داد. در این حال لشکرش بشکل گروهان مربع بود. بعد او به سوارهنظام دستور داد، که اگر پارتیها حمله کردند، آنها را دفع کند، ولی بتعقیب دشمن نپردازد. چهار روز در این احوال گذشت و پس از آن پارتیها، نظر به اینکه همان قدر از رومیها زیان میدیدند، که خودشان به رومیها وارد میکردند، به بهانۀ زمستان بکار عقبنشینی مشغول گشتند. روز پنجم فلاویوس- گالّوس[۱]، که شجاع بود و ریاست قسمتی را از قشون برعهده داشت، نزد آنتونیوس رفته اظهار کرد، که اگر بزرگترین قسمت سپاه سبکاسلحه پسقراول و یک قسمت سوارهنظامی را، که در جبهه قشون است، به او بدهند، میتواند کارهای بزرگ انجام دهد. آنتونیوس این قسمتها را به او داد و او حمله پارتیها را دفع کرد، ولی بجای اینکه موافق دستور آنتونیوس پارتیها را تعقیب نکند و بطرف پیادهنظام عقب نشیند، او جسارت را بر احتیاط ترجیح داد. در این وقت صاحبمنصبان پسقراول، چون دیدند، که او از آنها جدا گشته، کس فرستاده او را طلبیدند، ولی او اعتنائی بحرف آنها نکرد. در این حال یکی از تحویلداران، که تیثیوس[۲] نام داشت، بیرقی را برگرفته خواست بیرقدار را برگرداند و به گالّوس از این جهت، که میخواهد آن همه مردان دلیر را بیجهت بکشتن بدهد، دشنامی زیاد داد. گالّوس هم به او دشنام داد و به سپاهیانش امر کرد، نزد او بمانند. پس از آن، تیثیوس برگشت و گالّوس