پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۲۷

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

او باقی مانده بود، بعزم جنگ بیرون آمده بر دشمنان خود غلبه کرد، ولی کنکاشیان به کوهی، که در هفتاد استادی (تقریبا دو فرسخ و نیمی) نینوا بود، پناه بردند و بعد برای جدال دوّم حاضر شدند. سارداناپال جارچی‌هائی بطرف دشمن فرستاد، تا جار زنند، که هرکس آرباکس را بکشد، مستحق گرفتن دویست تالان طلا[۱] خواهد بود و، اگر زنده او را بیاورد، حکومت مملکت ماد از آن او خواهد شد. نظیر این پاداشها را هم برای کشتن (به‌له‌زیس) وعده داد، ولی کسی اغوا نشد. سارداناپال باز جنگ کرد، عدّهٔ زیادی از دشمن بکشت و باقی‌ماندهٔ سپاهیان کنکاشیان باز به کوه پناه بردند. آرباکس داشت مأیوس می‌شد، ولی به‌له‌زیس به او گفت، به‌وسیله آیاتی خدایان به او ظاهر ساخته‌اند، که پس از مجاهدات زیاد او موفّق خواهد شد.

جنگ سوّم روی داد، باز پادشاه آسور غالب آمد، حمله باردوی دشمن برده آن را تسخیر کرد و سپاه شورشیان را تا سرحدّ بابل براند. آرباکس رشادت‌های حیرت‌انگیز کرد و از آسوریها عدّه‌ای زیاد بکشت، ولی خودش هم زخم برداشت.

در این احوال سرداران ملل مذکوره بواسطه یأس از بهره‌مندی می‌خواستند بولایات خود برگردند، ولی به‌له‌زیس تمام شب را به نظارهٔ کواکب بسربرده روز دیگر گفت، که اگر پنج روز دیگر مقاومت کنید، کمک غیر مترقّبی بما خواهد رسید و اقبال با ما خواهد بود. سپاهیان پذیرفتند، که پنج روز دیگر بمانند و، وقتی که جمع شدند اسلحه برگیرند، خبر آمد، که از باختر سپاهی نیرومند به کمک پادشاه آسور می‌آید. آرباکس و هم قسمهای دیگر باستقبال این قشون رفته افراد را به کمک خود طلبیدند و باختریها، همین‌که وعدهٔ آزادی را شنیدند، با شادی به قشون هم قسم‌ها ملحق شدند. از طرف دیگر سارداناپال، که از رفتن باختریها بطرف دشمن خبر نداشت و مست فتوحات خود گشته بود، باز در عیش و عشرت فرورفت و آذوقه و شراب وافر به سپاه خود داد. آرباکس، چون بتوسّط فراریها شنید، که اردوی آسوری مشغول عیش و طرب است، بآن شبیخون زده و کشتار زیاد کرده


  1. ↑ ۸۸۹۶۰۰۰ گرام یا درم طلا، اگر مقصود تالان آت‌تیک بوده.