بمرو برسد ۷۳ مطر است و عمق آن پنج پا. در عهد قدیم بهوسیله سدّها و ترعهها آب این رود را تا هفت فرسنگ تقریبا (چهل کیلومطر) از جریان طبیعیش منحرف میداشتند (نظری به صفحۀ ۱۵۰۵ این تألیف) و واحهای تشکیل میشد، که محیط آن ۲۷۲ و قطرش ۸۰ کیلومطر بود (محیط ۴۵ فرسنگ و قطر تقریباً ۱۴ فرسنگ). این صفحه، که آن را از هر طرف کویرهائی در احاطه داشت، حاصلخیزترین صفحۀ معلوم بشمار میرفت، مخصوصا تاکهای این صفحه معروف بود، زیرا یک نفر با دو دست خود نمیتوانست ساقه تاک را بغل کند و طول خوشههای آن به نود سانتیمتر (تقریبا ۱۳ گره و نیم یا نه عشر گز کنونی) میرسید.
مرگیان را اگر صفحۀ جداگانهای تصوّر کنیم، از نظر نظامی قوی نبود، ولی، چون جمعیّت زیاد داشت، برای پارت مهیب بشمار میآمد.
در خاتمه میافزائیم، که نام مرغاب را نویسندگان قدیم مارگوس[۱] ضبط کردهاند.
هرات
اسم این صفحه در کتیبههای داریوش اوّل هرایو است و یونانی شده آن آریا[۲]، زیرا نویسندگان قدیم نام آن را چنین ضبط کردهاند. این صفحهای است، که از طرف جنوب به پارت میپیوندد.
قسمت بیشترش کوهستان و بطور کلّی مانند کوهستانهای پارت است، اگرچه از حیث اندازه کوچکتر میباشد. اهالی آن جنگی بودهاند، ولی چون سکنه پارتی این ولایت بیشتر بوده پارتیها از این طرف وحشتی نداشتند.
سیستان
در کتیبههای داریوش اوّل اسم این مملکت زرنگ بوده است و یونانی شده آن درانگیانا[۳] یا درانگه[۴]. این مملکت در جنوب وادی هرات واقع است و تا دریاچه هامون یا سیستان (زرنگ) امتداد مییابد. صفحه مزبور بیشتر کوهستانی است و رودهای کوچکی از کوههای پاراپامیز[۵] به دریاچه سیستان جاری است. چون جمعیّت سیستان در عهد قدیم زیاد