پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۲۳۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

این ممالک را باید یکایک تحدید کنیم، زیرا در تاریخ ایران چه قبل از این کتاب و چه بعد کراراً از این صفحات صحبت بوده و خواهد بود.

خوارزم

مملکتی است در شمال پارت، که از شمالی‌ترین زنجیره‌های کوههای آن بطرف رود جیحون امتداد می‌یابد. اسم صفحۀ مذکور در کتیبه‌های داریوش اوّل (خوارزمیش) و در کتب نویسندگان قدیم خوارزمیس است. این صفحه خشک و لم‌یزرع همیشه بهمین صفت توصیف گشته.

در عهد قدیم در این صفحه مردمان صحراگردی از نژادهای مختلف سکنی داشتند و امروز از جیحون تا تجن ترکمانها در این دشتها پراکنده‌اند. جمعیّت این صفحه در هر زمان کم بوده، چنانکه وامبری[۱] که در نیمۀ دوّم قرن نوزدهم میلادی باین صفحات مسافرت کرده، عقیده داشته، که عدّه نفوس ترکمانها از دریای گرگان تا بلخ تقریباً ۲۰۰ هزار خانوار یا یک میلیون نفر است. بنابراین می‌توان گفت، که پارتیها از این‌طرف خطری مشاهده نمی‌کردند، مگر وقتی که مردمانی دیگر از آن طرف جیحون با مردمان این‌طرف رود مزبور متّحد می‌شدند.

مرو

این صفحه را داریوش اوّل در کتیبه بیستون مرگوش نامیده و با باختر اسم برده، ولی جغرافیّون قدیم آن را مرگیانا[۲] نامیده و جداگانه ذکر کرده‌اند، مثلاً سترابون (کتاب ۱۱، فصل ۱۰، بند ۲) و بطلمیوس (کتاب ۶، بند ۱۱) و ایزیدور خاراکسی (پارت، بند ۱۴).

چنانکه راولین‌سن در باب این صفحه گوید (ششمین دولت بزرگ مشرق، صفحۀ ۱۰) مرگوش گه جزء باختر محسوب می‌شد و گاهی ولایتی مستقل بود. صفحۀ مزبور بر رود مرغاب واقع است و اکنون آن را مرو می‌نامند.

مرغاب رودی است، که از کوههای پاراپامیز (افغانستان شمالی) شروع شده تقریباً بطرف شمال جاری است. سرچشمه این رود در ۳۶ درجه و ۵۰ دقیقه عرض شمالی در کوهها است و بطرف کویر جریان دارد. پهنای رود قبل از اینکه


  1. M. Wambery.
  2. Margiana.