پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۰۹۹

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

دیودور گوید، ناجی و بل خدا دانستند. بطلمیوس از این پیشرفت آنتی‌گون مضطرب گردیده، بحریّه‌ای تشکیل داد، تا به سوریّه حمله کند و آنتی‌گون دمتریوس را احضار و مأمور کرد به قبرس برود. در سالامین قبرس دمتریوس مه‌نه‌لاس[۱] سردار بطلمیوس را محاصره کرد و بعد جنگی در اینجا روی داد، که بطلمیوس بکلّی شکست خورده، جزیره قبرس و برتری دریا را از دست داد (۳۰۶ ق. م). پس از این جنگ، آنتی‌گون و پسرش دمتریوس رسماً خودشان را پادشاه خواندند، سایر جانشینان هم همین عنوان را اتخاذ کردند، تا از آنتی‌گون، که می‌خواست وحدت امپراطوری را از نو برقرار کند، عقب نمانند. بنابراین باید گفت، که در این وقت تجزیه دولت اسکندر رسماً اعلام شد، یعنی اسما هم وحدت آن از میان رفت، فقط لازم بود، که عملاً هم این تجزیه را مجری دارند.

بنابراین بین بطلمیوس، سلکوس، کاسّاندر و لیزمایک مذاکراتی شروع گردید، که اتّحادی بر ضدّ آنتی‌گون تشکیل دهند. بر اثر این اتّحاد، آنتی‌گون با لشکری مرکّب از ۸۰۰۰۰ پیاده و ۸۰۰۰ سوار و بحریّه‌ای از ۱۵۰ کشتی عازم تسخیر مصر شد، ولی از جهت اقدامات احتیاطی بطلمیوس موفّق نگردید. بعد آنتی‌گون، برای اینکه خطوط ارتباطیّه بطلمیوس را با یونان قطع کند، دمتریوس را به جزیره ردس فرستاد. محاصره این جزیره یک سال طول کشید و بواسطه شجاعت و مهارت اهالی ردس آنتی‌گون بهره‌مندی کلّی نیافت، بخصوص، که کاسّاندر و لیزیماک باین جزیره آذوقه می‌رسانیدند. بالاخره صلحی بین این جزیره و آنتی‌گون انعقاد یافت و اهالی متّحدین آنتی‌گون گشتند، بی‌اینکه بر ضدّ بطلمیوس باشند (۳۰۵ ق. م). پس از آن جنگ در یونان بطول انجامید و دمتریوس در اینجا بهره‌مند بود. بعد او بقدری قوّت یافت، که می‌خواست به مقدونیّه قشون بکشد، زیرا در این وقت متّحدی مانند پیرّوس[۲] پادشاه جوان اپیر داشت و دمتریوس خواهر او دی‌دامی‌یا[۳] را ازدواج کرده بود (این همان پیرّوس است، که بعدها بایطالیا


  1. Menelas.
  2. Pyrrhus.
  3. Deidameia.