و ۱۴۹۳ گذشت. اما مقصود از پادشاهان، پادشاهان آسیای صغیر و ایران و صفحات مجاور هند است، که پائینتر ذکرشان بیاید. م.).
بعد آنتیگون به فینیقیّه رفت، تا بحریّهای تأسیس کند و پادشاهان و حکّام فینیقیّه و سوریّه را خواسته در صیدا و جبل (بیبلس) و طرابلیس سه کارخانه و در کیلیکیّه چهارمین و در ردس پنجمین را تأسیس کرد و هشت هزار نفر عمله بکار انداخت. چوب را برای کشتیها از جبل لبنان تحصیل میکردند و آنتیگون امیدوار بود، که بزودی پانصد کشتی بدریا بیندازد (همانجا، بند ۵۸). بعد او خودش به یافّه[۱] و غزه رفته آن دو شهر را، که طرفدار بطلمیوس بودند، گرفت، ساخلوی در آنجاها گذارده، به صور قدیم برگشت و در تدارک محاصرۀ صور گردید.
در این اوان آریستودم مأمور آنتیگون در پلوپونس، با اسکندر پسر پولیس- پرخون عقد اتّحاد بست و بطلمیوس فرستادۀ دیگر آنتیگون، که برادر یا خواهرزاده او بود، در کاپادوکیّه با آسکلپیودور[۲] والی کاسّاندر جنگ کرد و صاحب این ایالت شد، بعد بطرف بیتینیّه رفته با پادشاه آن عقد اتّحاد بست (کتاب ۱۹، بند ۶۰). پس از این کارها آنتیگون مجلسی در آسیای صغیر تشکیل کرده کاسّاندر را مقصّر دانست، از اینکه المپیاس را کشته، با اسکندر پسر رکسانه خیلی بد رفتار میکند، تسّالونیک را مجبور کرده زن او شود، تا تاجوتخت مقدونیّه را بدست آرد، النتیان بدترین دشمنان مقدونیّه را در شهری، که ساخته (مقصود شهر کاسّاندریا است، که ذکرش در صفحۀ ۲۰۲۷ گذشت) جا داده و شهر تب را، که مقدونیها خراب کرده بودند، از نو بنا میکند. این مجلس، که مرکب از سربازان و مسافرین خارجه بود، فرمانی صادر کرد، که اگر کاسّاندر شهرهائی را، که بنا میکند، خراب نکند، اسکندر پسر رکسانه را به مقدونیها ندهد و مطیع آنتیگون، که نایب السّلطنة است، نگردد، دشمن وطن است و تمامی یونانیها از هر ساخلو خارجی آزادند و استقلال کامل دارند (۳۱۵ ق. م). این فرمان در همه جا انتشار یافت