پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۰۸۴

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

و مقصود آنتی‌گون این بود، که در یونان طرفداران زیاد پیدا کند و در آسیای علیا همه را باشتباه اندازد، که او بر ضدّ اسکندر پسر اسکندر نیست، زیرا ولات عقیده داشتند، که آنتی‌گون می‌خواهد، او را از سلطنت خلع کند. بطلمیوس چون شنید، که مجلس سربازان فرمانی راجع به آزادی یونان صادر کرده، او نیز فرمانی بهمان مضمون انتشار داد، تا بنماید، که کمتر از آنتی‌گون طرفدار آزادی و استقلال یونان نیست، زیرا می‌دید، که در این مبارزه اهمّیت یونان تا چه اندازه است.

در خلال این احوال آنتی‌گون کشتی‌هائی، که در ردس می‌ساخت، حاضر شد و او شهر صور را از خشکی و دریا در محاصره گذارده، پس از پانزده ماه بواسطۀ قحطی و گرسنگی آن را مجبور کرد تسلیم شود. پس از این وقایع، بطلمیوس لاگس (یعنی حکمران بالاستقلال مصر) با آسّاندر پادشاه کاریّه، که شهرهای زیاد در اطاعت خود داشت، عقد اتّحاد بست و در پلوپونس درصدد جنگ با اسکندر پسر پولیس‌پرخون برآمد. از طرف دیگر کاسّاندر به پلوپونس رفته بهره‌مندیهائی یافت و پس از آن به اسکندر پسر پولیس‌پرخون، که شکست خورده بود، تکلیف کرد، که اگر طرفدار او شود، ریاست قشون خود را در پلوپونس به او خواهد داد. اسکندر، که از ابتداء برای همین مقصود با کاسّاندر جنگ می‌کرد، این پیشنهاد را پذیرفت و رئیس قشون پلوپونس گردید. سپس پولی کلیت، سردار سلکوس و بطلمیوس، پری‌لائوس[۱] سردار آنتی‌گون را، در کاریّه با حیله جنگی در خشکی و دریا شکست داد و پس از چندی در محلّی موسوم به اک‌رگما[۲]، که در سرحدّ مصر و فلسطین واقع بود، ملاقاتی بین آنتی‌گون و بطلمیوس روی داد، و چون آنتی‌گون پیشنهادات بطلمیوس را نپذیرفت، او بمصر برگشت (دیودور، کتاب ۱۹، بند ۶۴). در ۳۱۴ ق. م اسکندر پسر پولیس‌پرخون را آلکسیون[۳] نامی، که نقاب دوستی برو داشت، ولی باطناً دشمن بود، در سی‌کیون[۴]، واقع در پلوپونس کشت، و زن اسکندر کراتی‌زی‌پولیس[۵] نام بعد از شوهر فرماندهی قشون را


  1. Perilaus.
  2. Ecregma.
  3. Alexion.
  4. Sicyone.
  5. Cratisipolis.