محاکمه بودند، بهوسیله اهل خبره معلوم داشتند، که زن بزرگتر آبستن است و زن کوچکتر را محقّ دانستند. زن بزرگتر، همینکه حکم محکمه را دانست، بنای ضجّه و شیون گذارد و تاج خود را برداشته درید، مثل اینکه بدبختی بزرگی برای او روی داده، ولی زن کوچکتر غرق شادی و شعف گردید و لباس عروسی بر تن کرده تاجی بلند بر سر گذارد. در این وقت، اقربایش دور او را گرفته، سرودهای گوناگون در تمجید و ستایش او خواندند و بدین نحو او را بطرف خرمن هیزم، که میبایست آتش بزنند بردند. وقتی، که او به خرمن نزدیک شد، زینتهای خود را کنده به دوستان و خدمهاش یادگار داد. زینتها چنین بود:
در انگشتهایش انگشترهای گرانبها از جواهر گوناگون، بر سرش ستارههائی از زر، که از سنگهای قیمتی میدرخشید و بر گردنش گردن بندهای کوچک و بزرگ آویزان. پس از اینکه زن خدمهاش را بوسید، بدست برادرش تکیه داده، به خرمن صعود کرد و در میان تماشاچیان زیاد مانند پهلوانی عمر خود را بآخر رسانید.
تمام لشکر، که در زیر اسلحه بود، قبل از اینکه به خرمن هیزم آتش بزنند، سه دفعه دور آن گردید. زن جوان پهلوی جسد شوهرش خوابید و وقتی که شعلههای آتش او را از هر طرف فروگرفت، نالهای هم از او برنیامد. این منظره همان قدر باعث رقّت گردید، که موجب ستایش زن شد. با وجود این بعض یونانیها این عادت را تقبیح کرده گفتند، که خیلی سخت است و بر توحّش دلالت دارد.
فصل سوم-کاسّاندر و المپیاس
حملۀ کاسّاندر به المپیاس
در احوالی، که ذکر شد، کاسّاندر شهر (تژه)[۱] را، در پلوپونس یونان محاصره کرده، امیدوار بود آن را تسخیر کند، که خبر بازگشت المپیاس را به مقدونیّه و نیز کشته شدن اوریدیس
- ↑ Tegee.