گوید، علاوه بر ذخایری، که آنتیگون از خزانههای شوش و ماد بدست آورد، مقدار پنجهزار تالان هم از فروش غنائم و تاجها و نیز هدایائی، که به او داده بودند تحصیل کرد. کلیّۀ ثروتی، که او بدست آورد معادل ۲۵ هزار تالان بود.[۱]
حکایت دیودور راجع به سردار هندی
قبل از ختم این مبحث حکایتی را، که دیودور در خلال جنگ اومن با آنتیگون ذکر کرده (کتاب ۱۹، بند ۳۳-۳۴) و راجع به اخلاق هندیها، همسایگان ایرانیهای آن زمان است درج میکنیم:
ستوس[۲] نام هندی، که سرداری در لشکر اومن بود، در جنگ شجاعتها کرده کشته شد. این سردار دو زن داشت، یکی را تازه گرفته بود و دیگری را در چند سال قبل، ولی هر دو به شوهرشان علاقهمند بودند. در هند رسم این است، که زواج بمیل پدر و مادر دختر نیست، بل به رضایت خود او است ولی، چون غالباً مزاوجت در کودکی بعمل میآید و بعد، که دختر بزرگ میشود از کاری، که شده است پشیمان میگردد، سابقاً در این موارد، زنان از شوهران خود متنفّر گردیده، با مردان دیگر آمیزش مییافتند و شوهران خود را زهر میدادند. بر اثر این وضع فحشاء زیاد شد و هر قدر هندیها کوشیدند، که زنان این عادت مذموم را ترک کنند، با وجود مجازاتهای سخت، بهرهمند نشدند، تا بالاخره قرار دادند، که زن مرد متوفّی با جسد شوهرش یکجا بسوزد و اگر یک زن بیوه نمیخواهد بسوزد، باید برای تمام مدّت عمر از زناشوئی احتراز کند. بنابراین قانون میبایست، یکی از زنان ستوس هم بسوزد، ولی در این وقت، مشاجره بین دو زن او درگرفت و نزاع به محاکمه کشید. زن جوانتر میگفت، که چون زن مسنتر آبستن است، نباید موافق این عادت رفتار کند، چه زنان آبستن مستثنی هستند.
زن بزرگتر جواب میداد، که در همه جا پیش قدمی و اولویّت با بزرگتر است.
پس در اینجا هم، او برای سوختن اولی است. سرداران اومن، که قضات این