پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۲۰۷۱

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی شده ولی هنوز هم‌سنجی نشده‌است.

والی رخّج را، که با خود صمیمی و باوفا می‌دانست، احضار کرده ریاست مقدونیهای آرژیروسپیدها را به او محوّل داشت. نیّت او چنین بود، که این دسته را معدوم سازد، زیرا اینها در قشون نفوذی یافته بودند و بعلاوه، چون به اومن خیانت کرده بودند، مورد اعتماد آنتی‌گون نبودند. در اینجا، دیودور گوید (کتاب ۱۹، بند ۴۸):

اگر خیانت برای پادشاهان خوب باشد، برای خائنین سرچشمه بدبختی است».

پس از آن، آنتی‌گون، چون می‌دانست، که په‌سستاس والی پارس مورد محبّت پارسیها است، او را از ایالتش معزول کرد. پارسیها را این عزل خوش نیامد و یکی از بزرگان پارس، که تس‌پیاس[۱] (بپارسی چش‌پش) نام داشت، آشکارا گفت، که پارسیها به کسی جز په‌سستاس اطاعت نخواهند کرد و در ازای این جرئت کشته شد. بعد آنتی‌گون آس کل پیودور[۲] را والی پارس کرده، قشونی به او برای نگاهداشتن آن در اطاعت داده، بطرف شوش رفت. در کنار رود کارون (پس تیگر) کسنوفیل خزانه‌دار شوش، باستقبال آنتی‌گون آمده گفت، که سلکوس مرا فرستاده، تا هر آنچه امر تو است، مجری دارم.

با وجود اینکه در این وقت، آنتی‌گون باطناً از سلکوس ظنین بود و می‌ترسید، که سلکوس از عبور او از دجله ممانعت کند، بروی خود نیاورده چنین وانمود، که او را دوست خود می‌داند. سپس آنتی‌گون وارد قلعۀ شوش گردید و تاکی را، که پی‌ثیوس‌لیدی به داریوش اوّل تقدیم کرده بود و از زر بود از خزانه شوش برگرفت. قضیّه این تقدیمی و نیز پولی، که پی‌ثیوس می‌خواست به خشیارشا بدهد، در صفحه ۷۱۶ این تألیف از قول هرودوت (کتاب ۷، بند ۲۷-۲۸) ذکر شده. از حکایت دیودور روشن است، که تا این زمان تاک مزبور را نربوده بودند و آنتی‌گون در این وقت آن را برگرفته. نیز در این وقت او ذخایر زیادی، از خزانه بیرون کشید. دیودور قیمت آن را، پانزده هزار تالان نوشته[۳]. مورّخ مذکور


  1. Thespias.
  2. Asclepiodore.
  3. هشتاد و دو میلیون فرنگ طلا یا ۴۱۰ میلیون ریال.