پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۹۵۶

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

گذشت، که بومیها این رود را ارکسانت می‌نامیدند. م.). آراکس[۱]، که ارمنستان را مشروب می‌دارد (ارس). باین رودها عدّه زیادی رودهای دیگر می‌ریزد، که بعضی را اسکندر کشف کرد و برخی در آن طرف سکاهای بدوی جریان دارد و مجهول است (همان‌جا، بند ۲).

رفتن اسکندر به بابل

آرّیان نوشته، که کلدانیها به او گفتند: کاهن معبد بلوس ورود شما را به بابل شوم می‌داند و اسکندر با این شعر اوری‌پید[۲] جواب داد: «بهترین فال این است، که شخص بهر چیز امیدوار باشد».

بعد کاهنان گفتند «پس بطرف مغرب نروید، دوری زده راه مشرق پیش گیرید» ولی بدی راه‌ها از اجرای این نقشه مانع شد. مقدّرات، اسکندر را براهی که شوم بود، انداخت و شاید از خوشبختی اسکندر بود، که پیش از آنکه یک بدبختی که با طالع انسان هم‌عنان است، روی دهد، در میان عظمت و تأسفات عمومی درگذشت. در اینجا آرّیان حرفی را، که سولون[۳] حکیم یونانی به کرزوس گفته بود، تذکر می‌دهد (در جای خود گفته شد، که اصلاً سولون کرزوس را ندیده بود و این گفته هرودوت عاری از صحّت است، به صفحه ۲۸۰ رجوع شود). اسکندر پنداشت، که مقصود کاهنان بابلی از این پیشگوئی نفع خودشان است، زیرا معبد بلوس را که خشیارشای خشمناک پس از مراجعت از یونان خراب کرده بود، او می‌خواست از نو بسازد، ولی بواسطه غیبتش این کار بتأخیر افتاد و حالا اسکندر درصدد بود، که از قشون خود استفاده کرده آن را زود بنا کند. این کار بنفع کاهنان تمام نمی‌شد، زیرا پادشاهان آسور (یعنی بابل) محلّ‌هائی بمخارج و دایر نگاهداشتن معبد تخصیص داده بودند، که بعدها عایدات آن بجیب کاهنان می‌رفت و، اگر معبد مزبور تعمیر می‌شد، قسمت بزرگی از این فواید از آنها سلب می‌گشت. موافق گفته آریستوبول بالاخره اسکندر بنا به پیش‌گوئی کاهنان خواست شهر بابل را دور زده بمشرق برود، ولی به باتلاقهائی عمیق برخورده خواهی‌نخواهی موافق رضای خدایان رفتار نکرد (همان‌جا، بند ۳).


  1. Araxe.
  2. Euripide.
  3. Solon.