آرّیان راجع به قشونکشی اسکندر بولایت کوسّیها بطور اختصار گوید، که این مردم در همسایگی خوزیان میزیستند و جاهای محکم در کوهستانها داشتند. اسکندر آنها را قلع و قمع کرد (کتاب ۷، فصل ۴، بند ۴).
آمدن سفراء
در باب آمدن سفرای مردمان گوناگون نزد اسکندر مورّخ مذکور نوشته، که این مردمان هیئتهائی فرستادند: از ایطالیا مردم بروتیان[۱]، لوکانیان[۲] و اتروسکها[۳]. از افریقا: اهالی قرطاجنه و حبشه. از اروپا سکاهای اروپائی و سلتها[۴] و ایبرها[۵] (اینها در اسپانیای کنونی سکنی داشتند). آریست[۶] و آسکلپیاد[۷]، دو مورّخ اسکندر نوشتهاند، که رومیها هم رسولانی فرستاده بودند و، چون اسکندر از شجاعت و اخلاق و ترتیبات آنها آگاه شد، عظمتی در آتیه برای آنها پیشبینی کرد. این خبر نباید راست باشد، آرّیان هم گوید، که هیچکدام از مورّخین رومی آن را ذکر نکرده و آریستوبول و بطلمیوس هم چیزی در این باب ننوشتهاند. علاوه بر آن جمهوری آزاد رومیها احتیاجی هم به اسکندر نداشت و با طرز حکومت استبدادی خصومت میورزید (کتاب ۷، فصل ۵، بند ۱).
رفتن هراکلید به گرگان
سپس آرّیان گوید، که اسکندر هراکلید[۸] را به گرگان فرستاد، تا از درختانی، که در آنجا زیاد است، کشتیهائی مانند سفاین یونانی بسازد. این شخص مأمور بود، تحقیقاتی در باب دریای کسپین کرده بداند، که آیا این دریا با دریای سیاه اتّصال مییابد یا مانند دریای پارس (خلیج پارس) و دریای احمر شعبهای از اوقیانوس است. با وجود اینکه کنار دریای مزبور مسکون است و رودهائی بزرگ و قابل کشتیرانی باین دریا میریزد، کسی نمیداند، که منشأ آن از کجا است. آرّیان رودهای مزبور را چنین شرح میدهد:
اوکسوس[۹]، که بعد از رود سند بزرگترین رود آسیا است و از باختر میگذرد (آمویه)، اوکسیارت[۱۰]، که از سکائیّه عبور میکند (مقصود سیحون است. بالاتر از قول آرّیان