پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۹۸

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

تلفات لشکر

بعد آرّیان تلفات لشکر اسکندر را شرح می‌دهد: یک قسمت بزرگ قشون و بخصوص مالهای بنه از حرارت و تشنگی تلف شدند. اینها در کوههای ریگ روان داغ درمی‌ماندند و در آن فرومی‌رفتند، چنانکه شخص در لجن یا در برف فرومی‌رود، و بعد در همان‌جا مدفون می‌گشتند. از ناهمواری راه هم در رنج و تعب بودند، زیرا چهارپایان بنه نه می‌توانستند بالا روند و نه پائین آیند. در نتیجه لشکر بواسطه قحطی آب توانائی را از دست داد. حرکت در شب و بخصوص قبل از طلوع آفتاب مشقّات کمتری داشت و شبنم قدری هوا را خنک می‌کرد، ولی در وسط روز حرارت و تشنگی عنان طاقت را از دست همه می‌ربود. سربازان مالهای بنه را می‌کشتند، تا غذائی برای خودشان تهیّه کنند.

گوشت اسبها و قاطرهائی را، که از خستگی سقط شده بودند، می‌خوردند. تحقیق یا بازپرسی در کار نبود و اسکندر از اوضاع اطّلاع داشت، ولی، چون همه تقصیر داشتند، از ناچاری با اغماض باین وضع می‌نگریست. بیمارها یا اشخاصی را، که نمی‌توانستند با قشون حرکت دهند، می‌گذاشتند و می‌گذشتند، زیرا عدّه چهارپایان حمل و نقل و ارّابه‌ها کم بود و، اگر می‌خواستند این نوع کسان را حمل کنند، از سرعت حرکت لشکر می‌کاست و، چون هرکس عجله داشت، زودتر از این صفحه بیرون رود، کسی بفکر کسی نبود. اگر کسی از شدّت خستگی بخواب می‌رفت، چون بیدار می‌شد، خود را تنها می‌دید. بعد، که می‌خواست از دنبال لشکر برود، در دریای ریگ روان گم می‌شد. اینها همه تلف شدند. سانحه دیگری، که برای قشون و باقی‌مانده مالهای بنه باعث بدبختی شد، این بود: وقتی که بادهای سالیانه وزیدن می‌گیرد، بارانهای زیاد می‌آید، ولی نه در دشتها بل در کوهها، زیرا ابرهای سیاه بالای کوهها جمع می‌شود. روزی که لشکر در کنار جویبار اردو زده بود، در حوالی پاس دوّم شب سیلی روان گشت و نواقل اسکندر، زنان و کودکان و لوازم قشونی را برد. سربازان با زحمت زیاد توانستند خود و اسلحه‌شان را نجات دهند. با وجود این بعضی را سیل برد و برخی از آشامیدن آب زیاد تلف شدند.

بر اثر این سانحه اسکندر محتاط گشته امر کرد اردو را به مسافت ۲۰ استاد از جویبارها