پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۷۹

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

برای رسیدن به مقصودی، که داریم، نباید چیزی را که منبع نام تواند شد، حقیر شمرد، و لو اینکه آن چیز کوچک باشد. شما حیات مرا در مقابل خیانت داخلی و سوء قصد خانگی تأمین کنید و دیگر باکی نداشته باشید. من با خطرات جنگها دلیرانه مواجه می‌شوم. مگر فیلیپ، که آن‌قدر جنگ کرد و از آن همه مخاطرات جست، بدست یک نفر مقدونی کشته نشد. امنیّت او در میدانهای جنگ بیش از صحنه نمایشگاهی بود. فکر کنید، که چه عدّه زیادی از پادشاهان بدست تبعه خودشان نابود گشته‌اند. چون موقع را مناسب می‌بینم، نقشه خود را افشاء می‌کنم. بزرگترین پاداش خستگی‌های من این است، که چون مادرم زندگانی را ترک کرد، چنان کنم، که نام او جاویدان باشد. اگر توانستم، این کار را خودم انجام خواهم داد، وگرنه این کار بعهده شما خواهد بود.

بعد کنت‌کورث گوید (کتاب ۹، بند ۷): هیئتی مرکب از یک‌صد نفر از طرف دو مردمی، که ذکر کردیم، (معلوم نیست، مقصود مورّخ کدام مردمان است.

شاید اکسی‌دراک‌ها و مالّیان باشد) نزد اسکندر آمده گفتند، که با وجود اینکه قرنها استقلال داشتند، حاضرند تمکین کنند و این کار را نه از ترس می‌کنند، بل از این جهت، که خدایان آنها چنین مصلحت‌بینی کرده‌اند و بهترین دلیل، آنکه تمام قوای خود را برای جنگ واجدند. اسکندر پس از شور گفت، با آنها کاری ندارد، بشرط اینکه باجی را، که به رخّجی‌ها[۱] می‌پرداختند، من‌بعد به او بپردازند (از اینجا معلوم می‌شود، که این مردم مطیع رخّجی‌ها بوده‌اند و بنابراین، استقلال را باید بمعنی خودمختاری داخلی فهمید). بعد اسکندر از آنها دو هزار و پانصد سوار طلبید و دادند. در این موقع اسکندر خواست ضیافتی برای رسولان بدهد، که خیلی باشکوه باشد. صد بستر زرّین نهادند و دور بسترها را با قالی‌ها و پارچه‌های گرانبها و ارغوان زینت دادند و آنچه را که تجمّلات قدیمه پارسیها و سلیقه‌های تازه مقدونیها اقتضا می‌کرد، در این میهمانی برای فساد اخلاق آماده ساختند، تا


  1. Arachosiens.