بنمایند، که معایب هر دو ملّت را در اینجا جمع کردهاند. بعد مورّخ مذکور شرح قضیّه گراگوس و دیوکسیپ را نوشته، ولی گراگوس را هورّاتاس[۱] نامیده و نوشته، که دیوکسیپ بمیدان مبارزه برهنه، فقط با یک گرز، وارد شد، و حال آنکه رقیب او مسلّح بسلاح دفاعی و زوبین و نیزه و شمشیر بود. شرح مبارزه و عاقبت آن همان است، که بالاتر ذکر شده. سپس مورّخ مذکور گوید (کتاب ۹، بند ۸): مبعوثین هندی، که بالاتر ذکری از آنها شد، پس از انجام مأموریت از نزد اسکندر بولایت خود برگشتند و پس از چند روز بازآمده هدایائی برای اسکندر آوردند. هدایا عبارت بود از: سیصد اسب، هزار و سی دستگاه چهاراسبه، مقداری لباس کتان، هزار سپر هندی (با حلبی)، که قیمت آن بصد تالان بالغ میشد، عدّهای شیر و پلنگ بزرگ، که اهلی شده بودند، مقداری پوست مارمورک[۲] و کاسه لاکپشت.
راجع باسامی مردمانی، که اسکندر بولایات آنها رفته، تفاوتها این است:
ابستان آرّیان را دیودور-سامباست[۳] نامیده (کتاب ۱۷، بند ۱۰۲) و کنتکورث- سابراک[۴] (کتاب ۹، بند ۸) و نیز بجای سغدیان آرّیان، دیودور مردم سودرس[۵] را ذکر کرده (همانجا). اسّادیان آرّیان ماسّان[۶] دیودور است و این مورّخ از مردم کساثرس ذکری نکرده. بعد دیودور بجای اکسیکانوس، پورتیکان[۷] نوشته (همانجا). کنتکورث مردمی را، که امیرشان اکسیکانوس بود، پرست[۸] نامیده و والی پاراپامیز را، که اسکندر معزول کرد-تریولت[۹]. او گوید، که اسکندر این والی خارجی را از جهت تعدّیاتی، که کرده بود، کشت (کتاب ۹، بند ۸).
ژوستن در باب این کیفیّات ساکت است (کتاب ۱۲)، ولی دو شهری را، که هرکول بنا کرده بود هییاسنس[۱۰] و سیله[۱۱] نامیده، که به نوشتههای هیچکدام از مورّخین مذکور شباهت ندارد و نیز مردم مالّیان را آمبر[۱۲] و سیگامبر[۱۳] نامیده.