پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۸۶۴

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

برداشته بود و آن را حامی خود می‌دانست، او را پوشید و لئونّاتوس از طرف دیگر او را دفاع کرد. این دو نفر مجروح شده بودند و اسکندر در حال نزع بود (آرّیان، کتاب ۶، فصل ۳، بند ۳).

تسخیر قلعه، قتل‌عام

پس از شکستن نردبان مقدونیها دیدند، که نمی‌توانند خودشان را به اسکندر برسانند و، چون او را در خطر می‌دیدند، در جستجوی هر وسیله شدند، که این نقص را جبران کنند. بعضی میخهائی در دیوار فروبرده و باین میخها آویخته روی شانه‌های یکدیگر خودشان را به بالای سنگر کشیدند. بعد بدرون قلعه جسته بطرف اسکندر شتافتند و، چون دیدند، که او خوابیده و هیچ حرکت نمی‌کند، بنای ناله و ضجّه را گذارده با سپرهایشان تن او را پوشیدند. برخی دروازه‌هائی را، که بین دو برج بود، باز کرده مقدونیها را بدرون قلعه راه دادند. اینها، همین‌که وارد قلعه شدند، حمله به هندیها کرده به کشتاری مهیب پرداختند و به احدی ابقاء نکردند، چنانکه مرد و زن، بزرگ و کوچک همه از دم شمشیر گذشتند (همان‌جا، بند ۴).

زخم اسکندر، تذکّر آرّیان

آرّیان گوید (کتاب ۶، فصل ۴، بند ۱): راجع بزخم اسکندر روایات مختلف است. بعض نویسندگان گویند: طبیبی کریتودموس[۱] نام از اهل گس، که از اعقاب اسکولاپ[۲] بود، زخم را گشوده آهن را بیرون کشید. برخی گفته‌اند، که سماتوفیلاکس پردیکّاس[۳]، طبیب را دور کرده بامر اسکندر زخم را با شمشیر گشود و تیر را بیرون آورد.

از اسکندر بواسطه این زخم خونی زیاد رفت، ولی در حال بیهشی دوّم خون ایستاد.

این واقعه چند دروغ تاریخی ایجاد کرد، که اگر کتاب من آن را برطرف نکند، در نزد اعقاب ما انتشار خواهد یافت. عموما باین عقیده‌اند، که این قضیّه در جنگ با مردم اکسی‌دراک وقوع یافته، و حال آنکه شکّی نیست، که در جنگ با مالّیان، یعنی مردم آزاد هند، روی داده. راست است، که مالّیان می‌خواستند


  1. Critodemus.
  2. Esculape (به عقیدۀ یونانیها ربّ النّوع طبّ بود).
  3. Somatophylax Perdiccas.