پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۷۹۰

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

استهزاء کرده فقر خودشان را می‌ستودند. بلی، آن زمان سپری شده بود. اکنون سربازان مقدونی، نظر باین گفته‌های اسکندر، بیش از سرداران ایران دارای تجمّلات و زینتهای گوناگون بودند) می‌گویند پارسیهای مغلوب در نزد من محترم‌اند.

این بهترین دلیل میانه‌روی و اعتدال من است، که بر مغلوبین، بی‌نخوت و تکبّر حکومت می‌کنم. نتیجه هم مشهود است، شما می‌بینید، که آنها برای شما جنگ می‌کنند و خون خودشان را برای دولت شما می‌ریزند. اگر با نخوت با آنها رفتار می‌کردید، بر شما می‌شوریدند. فتوحاتی که فقط با شمشیر بدست آمده، عمر ندارد، ولی حق‌شناسی در ازای خوبی‌ها جاویدان است. اگر ما می‌خواهیم آسیا را داشته باشیم، نه اینکه از آن گذر کنیم، باید به مردمان آن سهمی از رأفت خودمان بدهیم، تا علاقه‌مندی آنها بما دولت ما را محکم و جاویدان بدارد. ما آن‌قدر برداشته‌ایم، که بردن آن از قدرت ما خارج است. فقط خسیسی، که سیر نمی‌شود، می‌خواهد باز در ظرفی، که لبریز شده، آب بریزد. می‌گویند، من می‌خواهم، که مقدونیها عادت دیگران را بپذیرند. بلی من می‌بینم، که غالب ملل چیزهائی دارند، که پذیرفتن آن برای ما عیب نیست. چنین دولت بزرگی ممکن نیست اداره شود، مگر اینکه بعض عادات خود را بملل آن تحمیل کنیم و در عوض، برخی از عادات آنها را هم بپذیریم. خنده‌آور است، که هرمولائوس[۱] می‌خواهد من ژوپیتر[۲] را نشناسم، و حال آنکه کاهن او مرا شناخته. آیا جواب خدایان هم در ید اقتدار من است. او مرا پسر خود خواند و من این افتخار را پذیرفتم. آیا با این پذیرائی، به کاری که در آن وارد شده‌ایم، ضرر زده‌ام؟خدا کند، که هندیها هم مرا خدا بدانند، زیرا در جنگ نام پرافتخار همه چیز است.

اما اینکه اسلحه شما را با سیم و زر تزیین کرده‌ام، برای این است، که ملل مغلوبه بدانند، که مقدونیها از این حیث هم کمتر از دیگران نیستند. تو،


  1. Hermolaus.
  2. Jupiter.