باین اندازه به کینهورزی خود میدان خواهد داد. در شکارگاه او جسارتی کرد و موافق یکی از قدیمترین عادات مقدونی امر کردم، او را تنبیه کردند. این تادیب بجا بود، چنانکه قیّم نسبت بصغیر چنین کند و شوهری نسبت به زنش. حتّی ببندگان اجازه میدهیم، که اولادشان را در این سنّ ادب کنند. این است شقاوتی، که او بمن نسبت میدهد و در ازای آن میخواست مرا بکشد، و حال آنکه شما میدانید، که، اگر بگذارند، من موافق فطرت خود رفتار کنم، تا چه اندازه ملایمم. اما اینکه هرمولائوس از خائنین دفاع میکند، جای حیرت نیست، زیرا با دفاعش از فیلوتاس و پارمنین[۱] در واقع امر از خود دفاع میکند.
آلکساندر لنسست[۲] دو دفعه بحیات من سوء قصد کرد، با وجود این، مجازات او را دو سال بتأخیر انداختم، تا آنکه خودتان اعدام او را از من خواستید. آتتال، چنانکه میدانید، پیش از آنکه من بر تخت بنشینم، قصد کشتن مرا داشت، اما کلیتوس، ای کاش که او خشم مرا تحریک نکرده بود، دربارۀ این زبان جسور، که شما و مرا توهین میکرد، من بقدری خودداری کردم، که اگر آنقدر توهین به او میشد، هرگز تحمّل نمیکرد. رأفت پادشاهان و رؤساء دیگر، فقط از فطرت آنها نیست، اطاعت زیردستان نیز در این امر دخالت دارد، زیرا اطاعت سختیهای فرمان را ملایم میکند، ولی، چون حسّ احترام از دلها برخاست و اطاعت از میان رفت، باید در مقابل زور بزور متوسل شد. آیا حیرتآور نیست، که این بدبخت مرا خسیس میداند؟نمیخواهم خوبیهائی را که دربارۀ شما کردهام، به خاطرها آرم، زیرا میترسم، که باعث انفعال شما شده از آن روگردان شوید. نظری باردوی من افکنده ببینید، عدّۀ سربازانی، که سابقاً چیزی جز اسلحه نداشتند و حالا بر تختهای نقره میخوابند، چقدر است. میز آنها پر است از ظروف طلا، از پس آنها دستهدسته بندگانشان حرکت میکنند و از بار اموال غارتی کمر آنها خم شده.
(بخاطر باید آورد، که یونانیها و مقدونیها تجمّلات سرداران ایرانی را چگونه