پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۷۲۲

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

سخاوت مردم از خطرات قحطی و سرما برست، از این زمان آنها را اورگت نامیدند. پنج روز پس از ورود باین محلّ اسکندر شنید، که ساتی‌برزن با سواره‌نظامی بهرات آمده. بر اثر این خبر او قشونی مرکب از شش هزار پیاده یونانی و ۶۰۰ نفر سوار به سرداری کارانوس[۱] و اریگیوس و به معاونت ارته‌باذ و آندرونی‌کوس[۲] بدانجا فرستاد، خودش شصت روز در مملکت اورگت‌ها برای تمشیت امور آن ولایت بماند و پول زیاد به اهالی در ازای نام نیکی، که از همراهیشان با کوروش تحصیل کرده بودند، بداد. پس از آن به مملکت رخّج عازم شد و قبل از حرکت آم‌نید[۳] نامی را، که دبیر داریوش بود، والی اورگت‌ها کرد.

روایت آرّیان هم نوشته‌های دیودور و کنت‌کورث را تأیید می‌کند. او گوید (کتاب ۳، فصل ۹، بند ۳): که اسم این مردم در ابتداء آگریاسپ بود و، چون در سفر جنگی کوروش بر ضدّ سکاها به او کمک کردند، از آن زمان به اورگت معروف گشتند. بعد مورّخ مزبور از این مردم تمجید کرده گوید، که این‌ها به سایر خارجیها شبیه نیستند، مانند یونانیهای متمدّن زندگانی می‌کنند و با عدالت آشنا هستند. اسکندر به آنها آزادی داد و گفت هر قدر زمین می‌خواهید، انتخاب کنید، ولی آنها زمین‌های کمی انتخاب کردند.

این است روایات مورّخین قدیم راجع باین مردم و از نوشته‌های آنها چنین برمی‌آید، که مردم مزبور در حوالی گودزرّه یا در جنوب شرقی سیستان می‌زیستند و به بلوچستان نزدیک بودند، اما در باب اینکه اسم این طایفه آریماسپ بوده (دیودور) یا آگریاسپ (آرّیان و کنت‌کورث) چنین بنظر می‌آید، که نه اوّلی بوده و نه دوّمی، این مردم را آریاسپ می‌نامیده‌اند و معلوم نیست، که کوروش به آنها چه اسمی داده، زیرا اورگت لفظ یونانی است.

در اینجا لازم است تذکر دهیم، که این حکایت به یکی از داستانهای یونانی خیلی شبیه است، توضیح آنکه در داستانهای یونانی راجع بسفر آرگونوتها[۴] به


  1. Caranus.
  2. Andronicus.
  3. Amenides.
  4. Argonautes.