امتحان او امر کرد از ناراضیها دستهای ترتیب دهند، که از سایر قسمتهای قشون جدا باشد. این دسته را گروهان بیدیسیپلین نامیدند و اینها، چنانکه نوشتهاند، بعدها جلادت و رشادتهای حیرتانگیز ابراز داشتند، تا اسکندر از گذشتۀ آنها صرفنظر کند (کنتکورث، کتاب ۷، بند ۲-ژوستن، کتاب ۱۲، بند ۵).
مبحث سوم
سکندر در آگریاسپ[۱] (آریاسپ)، رخّج، پاراپامیزاد و باختر
عزیمت اسکندر به آگریاسپ
پادشاه مقدونی، پس از آنکه به کارهای سیستان تمشیتی داد و یک نفر والی برای هرات معیّن کرد، بطرف مردمی راند، که موافق نوشتههای مورّخین یونانی اورگت[۲] نام داشت.
دیودور گوید (کتاب ۱۷، بند ۸۱): این مردم وقتی معروف به آریماسپ[۳] بودند و حالا آنها را اورگت نامند. وجه تسمیه از اینجا است، که کوروش در موقع لشکرکشی در صحرائی بیآبوعلف دوچار قحطی شد، به حدّی که سربازان او یکدیگر را میخوردند. در این وقت این طایفه با سه هزار ارّابه، که مملوّ از آذوقه بود، به کمک کوروش شتافت و در ازای این همراهی غیر مترقّب، کوروش این مردم را از دادن مالیات معفوّ داشت و هدایای زیاد به آنها داده اسم طایفه را به اورگت تبدیل کرد (اورگت بزبان یونانی بمعنی خیّر است). اسکندر هم، چون بدین محلّ رسید، مردم با آغوش باز او را پذیرفتند و او هدایای زیاد به آنها داد. اهالی گدروزیا[۴]، که در همسایگی مردم آریماسپ سکنی دارند، نیز اسکندر را خوب پذیرفتند (گدروزیا را با بلوچستان کنونی تطبیق میکنند). این روایت گفتههای هرودوت را راجع به لشکرکشی کوروش بمشرق ایران تأیید میکند، ولی زمان این کشورگشائیها محقّقا معلوم نیست.
کنتکورث در این باب چنین گوید (کتاب ۷، بند ۳): این مردم را در ابتداء آگریاسپ مینامیدند، ولی، چون لشکر کوروش در اینجا بواسطۀ وفور آذوقه و