پرش به محتوا

برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۲۸۵

از ویکی‌نبشته
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

کرده بود، این جنگ هم در دوّمین مرتبه همان معنی را دارد و برای کشیدن انتقام توهینی است، که ایرانیان بیونان کرده‌اند. پس از آن اسکندر بدشت آریس‌په[۱]، یعنی معسکر قشون مقدونی، که در تحت فرماندهی پارمن‌ین بود، رفت و از آنجا حرکت کرده و از رود پراکتوس[۲] گذشته وارد کلون[۳]، که در وسط اراضی لامپ‌ساک بود، گردید. مردمانی، که در سر راه اسکندر بودند، چنانکه معمول این نوع مواقع است، برای محفوظ ماندن جان و مالشان تسلیم می‌شدند، یا نمایندگانی فرستاده اظهار انقیاد می‌کردند. بعد اسکندر بودند، چنانکه معمول این نوع مواقع است، برای محفوظ ماندن جان و مالشان تسلیم می‌شدند، یا نمایندگانی فرستاده اظهار انقیاد می‌کردند. بعد اسکندر قشون خود را سان دید. عدّۀ نفرات را مورّخین عهد قدیم چنین نوشته‌اند: پیاده‌نظام ترکیب یافته بود از ۱۲ هزار نفر مقدونی، هفت‌هزار نفر از متّحدین مقدونی و پنج‌هزار سپاهی اجیر. تمام این عدّه را پارمن‌ین فرمان می‌داد. باین سپاه پنج‌هزار نفر از اهالی ادریز[۴]، تری‌بالّ[۵]، ایلّیریّه و هزار تیرانداز از آگریانیان[۶] علاوه شده بود. بنابراین، عدّۀ تمام پیاده‌نظام به سی هزار نفر می‌رسید. سواره‌نظام مرکّب بود از هزار و پانصد سوار در تحت فرماندهی فیلوتاس[۷] پسر پارمن‌ین و هزار و پانصد نفر از تسّالی‌ها در تحت امر کالاّس[۸] پسر هارپالوس[۹] و ۶۰۰ سوار یونانی در تحت فرماندهی اریگیوس[۱۰] و نهصد نفر تراکی و په‌اونیانی در تحت امر کاسّاندر[۱۱].

بنابراین عدّۀ سواره‌نظام به ۴۵۰۰ نفر می‌رسید (دیودور، کتاب ۱۷، بند ۱۷- آرّیان، کتاب ۱، فصل ۳-کنت‌کورث، کتاب ۲، بند ۳).

شور سرداران ایران

سرداران ایران یعنی ولات لیدیّه و فریگیّه و کاپادوکیّه (یا به عقیده آرّیان ولات لیدیّه و یونیّه و فریگیّه)، که می‌بایست در کنار هلّس‌پونت قوای خود را بکار برده نگذارند اسکندر بطرف آسیا بگذرد، چون دیر رسیدند، این موقع فوت شد و حالا جمع شده مشورت کردند، که بچه نحو باید جنگید. مم‌نن یونانی عقیده داشت، که باید


  1. Arispe.
  2. Practus.
  3. Colones.
  4. Odryses.
  5. Triballes.
  6. Agrianiens.
  7. Philotas.
  8. Callas.
  9. Harpalus.
  10. Erygius.
  11. Cassandre.