و سوریّه رسید. اینجا دو دیوار است: آنکه در اینطرف، یعنی در جلو کیلیکیّه، است بواسطه سییننهزیس و کیلیکیها حفظ میشد و مدافع دیگری، که در آن طرف یعنی بطرف سوریّه است، چنانکه میگفتند، شخص شاه بود. در وسط این دو تنگ رودی کارسوسنام[۱] جاری است و مسافت بین این دو دیوار سه استاد است (تقریبا پانصد و پنجاه ذرع) عبور از اینجاها مشکل است، زیرا دیوارها تا دریا فرودمیآید و در هرکدام از دو دیوار مزبور دربندی باز میشود (مقصود کزنفون از دیوارها کوههای بلند است و برای فهم مطلب باید گفت، که دو تنگ سوریّه را از کیلیکیّه جدا میکند، یکی را که از دریای مغرب دورتر است، دربند آمان ۲مینامیدند و دیگری را دربند سوریّه. تنگهای مذکور معبرهای بسیار باریکی است، که چهار نفر پهلوی هم به صعوبت میتوانند از آن عبور کنند. چنانکه بیاید اسکندر نیز از این تنگها عبور کرد. کلیة باید در نظر داشت، که اسکندر راه کوروش را پیمود و از تجربیّات یونانیها استفاده کرد. م.). چون نمیشد دربندها را گرفت، کوروش بحریّه را احضار کرد، تا سپاهیان سنگین اسلحه اینطرف و آن طرف دربند سوریّه را گرفته عبور کنند. کوروش تصوّر میکرد، که آبروکوماس، چون قوّهٔ زیاد دارد، سخت ممانعت خواهد کرد، ولی، او همینکه خبر ورود کوروش را به کیلیکیّه شنید، از فینیقیّه حرکت کرده نزد شاه رفت. قوّهٔ او را سیصد هزار نفر تخمین کردند. بعد کوروش از دربند سوریّه گذشته بشهر میریاندر[۲] نام فینیقی رسید و در اینجا هفت روز بماند. در این محلّ کسنیاس آرکادی[۳] و پاسیون مگاری[۴] اشیاء و اسباب قیمتی خود را برداشته و به کشتی نشسته فرار کردند. کوروش نخواست آنها را تعقیب کند، لیکن سرداران یونانی را خواسته چنین گفت: «کسنیاس و پاسیون ما را رها کرده رفتند، ولی باید بدانند، که بیاطّلاع من فرار نکردهاند، زیرا من میدانم کجا میروند و برای من سهل است، که با تریرمها (کشتیهای جنگی) کشتیهای آنها را تعقیب کنم، امّا خدا
برگه:Tarikh-e Iran-e Bastan.pdf/۱۰۴۴
ظاهر