برگه:TaranehayeKhayyam.pdf/۱۰۶

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
این برگ هم‌سنجی شده‌است.

۱۰۶
ترانه‌های خیام

۱۱۹

  فصل گل و طرف جویبار و لب کشت،  
  با یک دو سه تازه دلبری حور سرشت؛  
  پیش آر قدح که باده نوشان صبوح،  
  آسوده ز مسجدند و فارغ ز بهشت.  

۱۲۰

  بر چهرهٔ گل نسیم نوروز خوش است،  
  در صحن چمن روی دلفروز خوش است،  
  از دی که گذشت هر چه گوئی خوش نیست؛  
  خوش باش و ز دی مگو، که امروز خوش است.  

۱۲۱

  ساقی، گل و سبزه بس طربناک شده است،  
  دریاب که هفتهٔ دگر خاک شده است؛  
  می نوش و گلی بچین، که تا در نگری  
  گل خاک شده است و سبزه خاشاک شده است.  

۱۲۲

  چون لاله به نوروز قدح گیر بدست،  
  با لاله رخی اگر ترا فرصت هست؛  
  می نوش به خرمی، که این چرخ کبود  
  ناگاه ترا چو خاک گرداند پست.