پرش به محتوا

برگه:Shalvarha-ye vassle dar - Rasoul Parvizi.pdf/۷

از ویکی‌نبشته
این برگ نمونه‌خوانی نشده است.

امیر کبیر عشقش کشید---------------------------------------------------------۷

از رویم از سنگ‌پای قم بود تسلیم میشدم. آخر پوست آدمیزاد را از چرم همدان دباغی نکرده‌اند که توان اینهمه ایستادگی داشته باشد من به بهانه قطعات جدید آنچه توانستم فریدون کار آن طفل معصوم را سردواندم حرف بزرگتر راشنید و خیال کرد و عده‌ام راست است در آخر دید ازین امامزاده معجزهٔ جدیدی بر نمی آید بهمان پراکنده ها راضی شد گفت آنچه جمع آمد منتشر شود‎‎‎ تا بعد.....

   در چاپ این قطعات دستی نداشتم گناه از خودم‌ بود نه از   دیگران نه فرمهای چاپی را دیدم نه در تصحیح کوشیدم همه را فریدون کار بگردن گرفت مهرش فراموش شدنی نیست اگر کتاب گرفت خواننده باید از فریدون کار راضی باشد نه از بنده بیکار... درین کتاب اغلاط فراوان است. خیال مکنند همه از مطبعه است تا آنحد بی انصاف نیستم خیلی غلط‌ها مربوط بخودم هست ندانستن وجهل عیب نیست امیدوارم اغلاط را خوانندگان استاد اصلاح کنند و بمن درس دهند آدمیزاد اگر دستش را از کمرش برداشت و بجهل خویش اعتراف کرد چه‌بسا چیزی یاد بگیرد والا بشیوه بسیاری از جهال که مینویسند و خودشان نمیدانند چه شکری میخورند و هر کس گفت این چه مهملی است نوشته‌اید کارد بر میدارند و شکمش را میدرانند اعتقادی ندارم و میدانم که با این روش دلو از چاه
سالم بیرون نمی آید.
   شاید جسارت باشد حقیر را عقیده بر آنست که باید بزبان مادری نوشت سهل و ساده و بی پیرایه آنطور که میگوئیم بنویسیم نه بطريق رمل واستطرلاب بعضی‌ها خیال میکنند ساده نوشتن کسرشان است و یا شاید قدرت ساده نویسی ندارند میکوشند عبارات را از میان دالان کلمات نامأنوس بگذرانند و بدور نوشته خود از ابهام و‌‌‌قلنبه نویسی سیم خاردار بکشند خواننده بیچاره با خواندن این نوشته ها مات میشود خیال میکند در کجاوه کهنی نشسته و در راهی پر دست انداز عبور میکند وقتی بیکی ازین نویسند‌ گان عظیم روبرو میشوید و با التماس و هزاران ترس میپرسید : ای نابغه عظيم الشأن بگوچه نوشته ای و بچه زبانی نوشته ای فوری پشتشان