وزیر دیسم ابو القاسم علی پسر جعفر از مردم آذربایگان و اران و ارمنستان بدو سپرده بود[۱] در سال ۳۳۰ میانه دیسم با ابو القاسم تیرهگی پدید آمده ابو القاسم بر جان خود بیمناک شده به تارم بگریخت و هنگامی بدانجا رسید که مرزبان و وهسودان بر پدر خود محمد نافرمانی آشکار ساخته به تفصیلی که نوشتهایم بر دز و گنجینۀ او دست یافته بودند. ابو القاسم به مرزبان پیوسته چون هردو تن کیش باطنی داشتند با هم دوست و مهربان شده مرزبان او را به وزیری خود برگزید و اجازه داد که بیپرده به رواج دین باطنی بکوشد.[۲]
ابو القاسم مرزبان او را برمیانگیخت که به آذربایگان تاخته آن سرزمین را از چنگ دیسم درآورد. و پیوسته از گزافی باج و مالیات و از فراوانی خیر و برکت آنجا گفتگو میکرد. و چون نزدیکان و یاران دیسم را یکان یکان میشناخت به کسانی از ایشان که کیش باطنی داشته با دیسم که از خارجیان بود دشمنی میورزیدند یا به جهت دیگری از وی رنجیدگی داشتند نامهها نوشته به بیعت مرزبان میخواند و بسیاری از ایشان بویژه آنان که دیلمی بودند دعوت ابو القاسم را پذیرفته وعده دادند که چون مرزبان آهنگ آذربایگان بکند دیسم را رها کرده بدو پیوندند.[۳]
مرزبان از این وعدهها دلیر گشته همراه ابو القاسم با سپاهی به آذربایگان تاخت.
دیسم به دفع او شتافته صفهای جنگ آراست. ولی پیش از آنکه جنگی روی دهد دیلمان که بیش از دو هزار تن بودند به یکبار از او جدا گشته به مرزبان پیوستند و دستهای از کردان نیز به جانب مرزبان شتافتند و پیرامون دیسم جز گروه اندکی نمانده به یک حمله مرزبان پراکنده شدند.
دیسم به ارمنستان گریخته به غاغیق پسر دیرنیق آرجرونی[۴] که حکمرانی وان و
- ↑ ابن حوقل، چاپ لیدن، ص ۱۵۴.
- ↑ ابن مسکویه مینویسد ابو القاسم یکی از داعیان باطنی و مرزبان یکی از سرشناسان آن طایفه بود.
- ↑ چنانکه گفتهایم یکی از بزرگان دیلم پیش دیسم صعلوک برادر مرزبان بود. معلوم است که او بایستی پیش از دیگران به مرزبان پیوسته باشد لیکن شگفت است که در داستان مرزبان هیچجا نامی از او برده نمیشود.
- ↑ این غاغیق اگرچه بر قطعه کوچکی حکمرانی داشت و پادشاهان بزرگ ارمنستان در این وقت با گرادونیان بودند لیکن او، هم میانه ارمنیان و هم پیش مسلمانان بسیار معروف بود،